مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
931غزل شماره ۹۳۱ - مها به دل نظری کن که دل تو را دارد...غزلمها به دل نظری کن که دل تو را دارد←932غزل شماره ۹۳۲ - مها به دل نظری کن که دل تو را دارد...غزلمها به دل نظری کن که دل تو را دارد←933غزل شماره ۹۳۳ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد...غزلمیان باغ گل سرخ های و هو دارد←934غزل شماره ۹۳۴ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد...غزلمیان باغ گل سرخ های و هو دارد←935غزل شماره ۹۳۵ - مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد...غزلمکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد←936غزل شماره ۹۳۶ - مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند...غزلمرا عقیق تو باید شکر چه سود کند←937غزل شماره ۹۳۷ - فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند...غزلفراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند←938غزل شماره ۹۳۸ - سخن به نزد سخندان بزرگوار بود...غزلسخن به نزد سخندان بزرگوار بود←939غزل شماره ۹۳۹ - به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود...غزلبه پیش تو چه زند جان و جان کدام بود←940غزل شماره ۹۴۰ - ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود...غزلربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود←941غزل شماره ۹۴۱ - ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود...غزلز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود←942غزل شماره ۹۴۲ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد...غزلاگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد←943غزل شماره ۹۴۳ - نماز شام چو خورشید در غروب آید...غزلنماز شام چو خورشید در غروب آید←944غزل شماره ۹۴۴ - به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید...غزلبه باغ بلبل از این پس نوای ما گوید←945غزل شماره ۹۴۵ - ندا رسید به جان ها که چند می پایید...غزلندا رسید به جان ها که چند می پایید←946غزل شماره ۹۴۶ - میان باغ گل سرخ های و هو دارد...غزلمیان باغ گل سرخ های و هو دارد←947غزل شماره ۹۴۷ - مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد...غزلمخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد←948غزل شماره ۹۴۸ - کسی خراب خرابات و مست می باشد...غزلکسی خراب خرابات و مست می باشد←949غزل شماره ۹۴۹ - مرا وصال تو باید صبا چه سود کند...غزلمرا وصال تو باید صبا چه سود کند←950غزل شماره ۹۵۰ - سپاس آن عدمی را که هست ما بربود...غزلسپاس آن عدمی را که هست ما بربود←951غزل شماره ۹۵۱ - هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود...غزلهر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود←952غزل شماره ۹۵۲ - ز شمس دین طرب نوبهار بازآید...غزلز شمس دین طرب نوبهار بازآید←953غزل شماره ۹۵۳ - سپیده دم بدمید و سپیده می ساید...غزلسپیده دم بدمید و سپیده می ساید←954غزل شماره ۹۵۴ - فزود آتش من آب را خبر ببرید...غزلفزود آتش من آب را خبر ببرید←955غزل شماره ۹۵۵ - سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید...غزلسلام بر تو که سین سلام بر تو رسید←956غزل شماره ۹۵۶ - ز جان سوخته ام خلق را حذار کنید...غزلز جان سوخته ام خلق را حذار کنید←957غزل شماره ۹۵۷ - هزار جان مقدس فدای روی تو باد...غزلهزار جان مقدس فدای روی تو باد←958غزل شماره ۹۵۸ - کدام لب که از او بوی جان نمی آید...غزلکدام لب که از او بوی جان نمی آید←959غزل شماره ۹۵۹ - اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد...غزلاگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد←960غزل شماره ۹۶۰ - به حارسان نکوروی من خطاب کنید...غزلبه حارسان نکوروی من خطاب کنید←