مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
271رباعی شماره ۲۷۱ - توبه که دل خویش چو آهن کرده است...رباعیتوبه که دل خویش چو آهن کرده است←272رباعی شماره ۲۷۲ - تو سیر شدی من نشدم درمان چیست...رباعیتو سیر شدی من نشدم درمان چیست←273رباعی شماره ۲۷۳ - تو کان جهانی و جهان نیم جو است...رباعیتو کان جهانی و جهان نیم جو است←274رباعی شماره ۲۷۴ - تهدید عدو چه بشنود عاشق راست...رباعیتهدید عدو چه بشنود عاشق راست←275رباعی شماره ۲۷۵ - جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است...رباعیجانا غم تو ز هرچه گویی بتر است←276رباعی شماره ۲۷۶ - جانم بر آن جان جهان رو کرده است...رباعیجانم بر آن جان جهان رو کرده است←277رباعی شماره ۲۷۷ - جان و سر آن یار که او پرده در است...رباعیجان و سر آن یار که او پرده در است←278رباعی شماره ۲۷۸ - جانی که به راه عشق تو در خطر است...رباعیجانی که به راه عشق تو در خطر است←279رباعی شماره ۲۷۹ - جانی که حریف بود بیگانه شده است...رباعیجانی که حریف بود بیگانه شده است←280رباعی شماره ۲۸۰ - جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است...رباعیجانی که شراب عشق ز آن سو خورده است←281رباعی شماره ۲۸۱ - جانی و جهانی و جهان با تو خوش است...رباعیجانی و جهانی و جهان با تو خوش است←282رباعی شماره ۲۸۲ - حسنت که همه جهان فسونش بگرفت...رباعیحسنت که همه جهان فسونش بگرفت←283رباعی شماره ۲۸۳ - چشم تو ز روزگار خونریزتر است...رباعیچشم تو ز روزگار خونریزتر است←284رباعی شماره ۲۸۴ - چشمی دارم همه پر از صورت دوست...رباعیچشمی دارم همه پر از صورت دوست←285رباعی شماره ۲۸۵ - چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست...رباعیچنگی صنمی که ساز چنگش بنواست←286رباعی شماره ۲۸۶ - چون دانستم که عشق پیوست منست...رباعیچون دانستم که عشق پیوست منست←287رباعی شماره ۲۸۷ - خون دلبر من میان دلداران نیست...رباعیخون دلبر من میان دلداران نیست←288رباعی شماره ۲۸۸ - چون دید مرا مست بهم برزد دست...رباعیچون دید مرا مست بهم برزد دست←289رباعی شماره ۲۸۹ - چونی که ترش مگر شکربارت نیست...رباعیچونی که ترش مگر شکربارت نیست←290رباعی شماره ۲۹۰ - چیزیست که در تو بیتو جویان ویست...رباعیچیزیست که در تو بیتو جویان ویست←291رباعی شماره ۲۹۱ - حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست...رباعیحاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست←292رباعی شماره ۲۹۲ - حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است...رباعیحاشا که دلم ز شب نشینی سیر است←293رباعی شماره ۲۹۳ - خاک قدمت سعادت جان من است...رباعیخاک قدمت سعادت جان من است←294رباعی شماره ۲۹۴ - خواهی که ترا کشف شود هستی دوست...رباعیخواهی که ترا کشف شود هستی دوست←295رباعی شماره ۲۹۵ - خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست...رباعیخویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست←296رباعی شماره ۲۹۶ - خورشید رخت ز آسمان بیرونست...رباعیخورشید رخت ز آسمان بیرونست←297رباعی شماره ۲۹۷ - خورشید و ستارگان و بدرما اوست...رباعیخورشید و ستارگان و بدرما اوست←298رباعی شماره ۲۹۸ - خیزید که آن یار سعادت برخاست...رباعیخیزید که آن یار سعادت برخاست←299رباعی شماره ۲۹۹ - دایم ز ولایت علی برخواهم گفت...رباعیدایم ز ولایت علی برخواهم گفت←300رباعی شماره ۳۰۰ - در باغ من ار سرو و اگر گلزار است...رباعیدر باغ من ار سرو و اگر گلزار است←