مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
901رباعی شماره ۹۰۱ - روی چو مهت پیش چراغ اولی تر...رباعیروی چو مهت پیش چراغ اولی تر←902رباعی شماره ۹۰۲ - زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر...رباعیزان ابروی چون کمانت ای بدر منیر←903رباعی شماره ۹۰۳ - ساقی گفتم ترا می ساده بیار...رباعیساقی گفتم ترا می ساده بیار←904رباعی شماره ۹۰۴ - سیلاب گرفت گرد ویرانه عمر...رباعیسیلاب گرفت گرد ویرانه عمر←905رباعی شماره ۹۰۵ - طبعم چو حیات یافت از جلوه فکر...رباعیطبعم چو حیات یافت از جلوه فکر←906رباعی شماره ۹۰۶ - فرمود خدا به وحی کای پیغمبر...رباعیفرمود خدا به وحی کای پیغمبر←907رباعی شماره ۹۰۷ - گر جان داری بیار جان باز آخر...رباعیگر جان داری بیار جان باز آخر←908رباعی شماره ۹۰۸ - گر در سر و چشم عقل داری و صبر...رباعیگر در سر و چشم عقل داری و صبر←909رباعی شماره ۹۰۹ - گر گل کارم بیتو نروید جز خار...رباعیگر گل کارم بیتو نروید جز خار←910رباعی شماره ۹۱۰ - گفتم بنما که چون کنم بمیر...رباعیگفتم بنما که چون کنم بمیر←911رباعی شماره ۹۱۱ - گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر...رباعیگفتم چشمم گفت سحابی کم گیر←912رباعی شماره ۹۱۲ - گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار...رباعیگر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار←913رباعی شماره ۹۱۳ - گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار...رباعیگفتی که: بیا که باغ خندید و بهار←914رباعی شماره ۹۱۴ - گوش ما را بی دم اسرار مدار...رباعیگوش ما را بی دم اسرار مدار←915رباعی شماره ۹۱۵ - ای بسته حجاب، پردها را بردار...رباعیای بسته حجاب، پردها را بردار←916رباعی شماره ۹۱۶ - مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر...رباعیمائیم چو حال عاشقان زیر و زبر←917رباعی شماره ۹۱۷ - مجموع تن و قالب خود را بنگر...رباعیمجموع تن و قالب خود را بنگر←918رباعی شماره ۹۱۸ - مجنون و پریشان توام دستم گیر...رباعیمجنون و پریشان توام دستم گیر←919رباعی شماره ۹۱۹ - من دم نزنم از این جهان دمگیر...رباعیمن دم نزنم از این جهان دمگیر←920رباعی شماره ۹۲۰ - من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار...رباعیمن رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار←921رباعی شماره ۹۲۱ - من مسخره تو نیسستم ای فاجر...رباعیمن مسخره تو نیسستم ای فاجر←922رباعی شماره ۹۲۲ - می آید گرگ نزد ما وقت سحر...رباعیمی آید گرگ نزد ما وقت سحر←923رباعی شماره ۹۲۳ - هر دم دل جمع را برنجاند یار...رباعیهر دم دل جمع را برنجاند یار←924رباعی شماره ۹۲۴ - هر دم دل خسته ام برنجاند یار...رباعیهر دم دل خسته ام برنجاند یار←925رباعی شماره ۹۲۵ - هین وقت صبوحست می ناب بیار...رباعیهین وقت صبوحست می ناب بیار←926رباعی شماره ۹۲۶ - آمد آمد آنکه نرفت او هرگز...رباعیآمد آمد آنکه نرفت او هرگز←927رباعی شماره ۹۲۷ - آمد بر من دوش نگاری سر تیز...رباعیآمد بر من دوش نگاری سر تیز←928رباعی شماره ۹۲۸ - آمد دی دیوانه و شبهای دراز...رباعیآمد دی دیوانه و شبهای دراز←929رباعی شماره ۹۲۹ - آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز...رباعیآن تاب که من دانم و تو ای دل سوز←930رباعی شماره ۹۳۰ - آن یار نهان کشید باز دستم امروز...رباعیآن یار نهان کشید باز دستم امروز←