مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
841رباعی شماره ۸۴۱ - هرچیز که بسیار شود خوار شود...رباعیهرچیز که بسیار شود خوار شود←842رباعی شماره ۸۴۲ - هر دل که بسوی دلربائی نرود...رباعیهر دل که بسوی دلربائی نرود←843رباعی شماره ۸۴۳ - هر روز دلم نو شکری نوش کند...رباعیهر روز دلم نو شکری نوش کند←844رباعی شماره ۸۴۴ - هر شب که دل سپهر گلشن گردد...رباعیهر شب که دل سپهر گلشن گردد←845رباعی شماره ۸۴۵ - هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند...رباعیهر شب که ز سودای تو نوبت بزنند←846رباعی شماره ۸۴۶ - هر عمر که بی دیدن اصحاب بود...رباعیهر عمر که بی دیدن اصحاب بود←847رباعی شماره ۸۴۷ - هر عمر که بی دیدن اصحاب بود...رباعیهر عمر که بی دیدن اصحاب بود←848رباعی شماره ۸۴۸ - هر قبض اثر علت اولی باشد...رباعیهر قبض اثر علت اولی باشد←849رباعی شماره ۸۴۹ - هرگز حق صحبت قدیمت نبود...رباعیهرگز حق صحبت قدیمت نبود←850رباعی شماره ۸۵۰ - هر کو بگشاده گرهی می بندد...رباعیهر کو بگشاده گرهی می بندد←851رباعی شماره ۸۵۱ - هر لحظه همی خوانمش از راه بعید...رباعیهر لحظه همی خوانمش از راه بعید←852رباعی شماره ۸۵۲ - هر لقمه خوش که بر دهان میگردد...رباعیهر لقمه خوش که بر دهان میگردد←853رباعی شماره ۸۵۳ - هر موی زلف او یکی جان دارد...رباعیهر موی زلف او یکی جان دارد←854رباعی شماره ۸۵۴ - هستی اثری ز نرگس مست تو بود...رباعیهستی اثری ز نرگس مست تو بود←855رباعی شماره ۸۵۵ - هشدار که فضل حق بناگاه آید...رباعیهشدار که فضل حق بناگاه آید←856رباعی شماره ۸۵۶ - هل تا برود سرش به دیوار آید...رباعیهل تا برود سرش به دیوار آید←857رباعی شماره ۸۵۷ - هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد...رباعیهم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد←858رباعی شماره ۸۵۸ - همواره خوشی و دلکشی نامیزد...رباعیهمواره خوشی و دلکشی نامیزد←859رباعی شماره ۸۵۹ - یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد...رباعییاد تو کنم دلم تپیدن گیرد←860رباعی شماره ۸۶۰ - یاران یاران ز هم جدائی مکنید...رباعییاران یاران ز هم جدائی مکنید←861رباعی شماره ۸۶۱ - یار خواهم که فتنه انگیز بود...رباعییار خواهم که فتنه انگیز بود←862رباعی شماره ۸۶۲ - یاریکه مرا در غم خود می بندد...رباعییاریکه مرا در غم خود می بندد←863رباعی شماره ۸۶۳ - یک سو مشکوه امر پیغام نهاد...رباعییک سو مشکوه امر پیغام نهاد←864رباعی شماره ۸۶۴ - یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود...رباعییک لحظه اگر نفس تو محکوم شود←865رباعی شماره ۸۶۵ - آن جمع کن جان پراکنده بیار...رباعیآن جمع کن جان پراکنده بیار←866رباعی شماره ۸۶۶ - آن زلف سیاه و قد رعناش نگر...رباعیآن زلف سیاه و قد رعناش نگر←867رباعی شماره ۸۶۷ - آن ساقی روح دردهد جام آخر...رباعیآن ساقی روح دردهد جام آخر←868رباعی شماره ۸۶۸ - آن کس که ترا دیده بود ای دلبر...رباعیآن کس که ترا دیده بود ای دلبر←869رباعی شماره ۸۶۹ - از عاشق بدنام بیا ننگ مدار...رباعیاز عاشق بدنام بیا ننگ مدار←870رباعی شماره ۸۷۰ - امروز من از تشنه دهانی و خمار...رباعیامروز من از تشنه دهانی و خمار←