مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
811رباعی شماره ۸۱۱ - ماهی که کمر گرد قمر می بندد...رباعیماهی که کمر گرد قمر می بندد←812رباعی شماره ۸۱۲ - مائیم ز عشق یافته مرهم خود...رباعیمائیم ز عشق یافته مرهم خود←813رباعی شماره ۸۱۳ - مردان رهت که سر معنی دانند...رباعیمردان رهت که سر معنی دانند←814رباعی شماره ۸۱۴ - مردان رهش زنده به جان دگرند...رباعیمردان رهش زنده به جان دگرند←815رباعی شماره ۸۱۵ - مردیکه بهست و نیست قانع گردد...رباعیمردیکه بهست و نیست قانع گردد←816رباعی شماره ۸۱۶ - مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد...رباعیمرغ دل من ز بسکه پرواز آورد←817رباعی شماره ۸۱۷ - مرغی که ز باغ پاکبازان باشد...رباعیمرغی که ز باغ پاکبازان باشد←818رباعی شماره ۸۱۸ - مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد...رباعیمرغی ملکی زانسوی گردون بپرد←819رباعی شماره ۸۱۹ - مستان غمت بار دگر شوریدند...رباعیمستان غمت بار دگر شوریدند←820رباعی شماره ۸۲۰ - مشکین رسنت چو پرده ماه شود...رباعیمشکین رسنت چو پرده ماه شود←821رباعی شماره ۸۲۱ - مطرب خواهم که عاشق مست بود...رباعیمطرب خواهم که عاشق مست بود←822رباعی شماره ۸۲۲ - معشوقه چو آفتاب تابان گردد...رباعیمعشوقه چو آفتاب تابان گردد←823رباعی شماره ۸۲۳ - معشوقه خانگی بکاری ناید...رباعیمعشوقه خانگی بکاری ناید←824رباعی شماره ۸۲۴ - مگذار که غصه در میانت گیرد...رباعیمگذار که غصه در میانت گیرد←825رباعی شماره ۸۲۵ - مگذار که وسوسه زبونت گیرد...رباعیمگذار که وسوسه زبونت گیرد←826رباعی شماره ۸۲۶ - من بنده آن قوم که خود را دانند...رباعیمن بنده آن قوم که خود را دانند←827رباعی شماره ۸۲۷ - من بنده یاری که ملالش نبود...رباعیمن بنده یاری که ملالش نبود←828رباعی شماره ۸۲۸ - من بی خبرم خدای خود میداند...رباعیمن بی خبرم خدای خود میداند←829رباعی شماره ۸۲۹ - من چوب گرفتم به کفم عود آمد...رباعیمن چوب گرفتم به کفم عود آمد←830رباعی شماره ۸۳۰ - مه را طرفی بماه رو میماند...رباعیمه را طرفی بماه رو میماند←831رباعی شماره ۸۳۱ - مه رویان را یکان یکان برشمرید...رباعیمه رویان را یکان یکان برشمرید←832رباعی شماره ۸۳۲ - می آ ید یار و چون شکر میخندد...رباعیمی آ ید یار و چون شکر میخندد←833رباعی شماره ۸۳۳ - می جوشد دل که تا به جوش تو رسد...رباعیمی جوشد دل که تا به جوش تو رسد←834رباعی شماره ۸۳۴ - می گوید عشق هرکه جان پیش کشد...رباعیمی گوید عشق هرکه جان پیش کشد←835رباعی شماره ۸۳۵ - نی آب روان ز ماهیان سیر شود...رباعینی آب روان ز ماهیان سیر شود←836رباعی شماره ۸۳۶ - گر راه روی راه برت بگشایند...رباعیگر راه روی راه برت بگشایند←837رباعی شماره ۸۳۷ - و هو معکم از او خبر می آید...رباعیو هو معکم از او خبر می آید←838رباعی شماره ۸۳۸ - هان ای دل خسته وقت مرهم آمد...رباعیهان ای دل خسته وقت مرهم آمد←839رباعی شماره ۸۳۹ - هر جا به جهان تخم وفا برکارند...رباعیهر جا به جهان تخم وفا برکارند←840رباعی شماره ۸۴۰ - هر چند دلم رضا او می جوید...رباعیهر چند دلم رضا او می جوید←