مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
211رباعی شماره ۲۱۱ - این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست...رباعیاین فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست←212رباعی شماره ۲۱۲ - این فصل بهار نیست فصلی دگر است...رباعیاین فصل بهار نیست فصلی دگر است←213رباعی شماره ۲۱۳ - این گرمابه که خانه دیوانست...رباعیاین گرمابه که خانه دیوانست←214رباعی شماره ۲۱۴ - این مستی من ز باده حمرا نیست...رباعیاین مستی من ز باده حمرا نیست←215رباعی شماره ۲۱۵ - این من نه منم آنکه منم گوئی کیست...رباعیاین من نه منم آنکه منم گوئی کیست←216رباعی شماره ۲۱۶ - این نعره عاشقان ز شمع طرب است...رباعیاین نعره عاشقان ز شمع طرب است←217رباعی شماره ۲۱۷ - این همدم اندرون که دم میدهدت...رباعیاین همدم اندرون که دم میدهدت←218رباعی شماره ۲۱۸ - ای هر بیدار با خبرهای تو خفت...رباعیای هر بیدار با خبرهای تو خفت←219رباعی شماره ۲۱۹ - ای هرچه صدف بسته دریای لبت...رباعیای هرچه صدف بسته دریای لبت←220رباعی شماره ۲۲۰ - ای همچو خر و گاو که و جو طلبت...رباعیای همچو خر و گاو که و جو طلبت←221رباعی شماره ۲۲۱ - با تو سخنان بیزبان خواهم گفت...رباعیبا تو سخنان بیزبان خواهم گفت←222رباعی شماره ۲۲۲ - با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت...رباعیبا جان دو روزه تو چنان گشتی جفت←223رباعی شماره ۲۲۳ - باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت...رباعیباد آمد و گل بر سر میخواران ریخت←224رباعی شماره ۲۲۴ - با دشمن تو چو یار بسیار نشست...رباعیبا دشمن تو چو یار بسیار نشست←225رباعی شماره ۲۲۵ - با دل گفتم که دل از او جیحونست...رباعیبا دل گفتم که دل از او جیحونست←226رباعی شماره ۲۲۶ - باران به سر گرم دلی بر میریخت...رباعیباران به سر گرم دلی بر میریخت←227رباعی شماره ۲۲۷ - با روز بجنگیم که چون روز گذشت...رباعیبا روز بجنگیم که چون روز گذشت←228رباعی شماره ۲۲۸ - بازآی که یار بر سر پیمانست...رباعیبازآی که یار بر سر پیمانست←229رباعی شماره ۲۲۹ - با شاه هر آنکسی که در خرگاهست...رباعیبا شاه هر آنکسی که در خرگاهست←230رباعی شماره ۲۳۰ - با شب گفتم گر بمهت ایمانست...رباعیبا شب گفتم گر بمهت ایمانست←231رباعی شماره ۲۳۱ - تا شب میگو که روز ما را شب نیست...رباعیتا شب میگو که روز ما را شب نیست←232رباعی شماره ۲۳۲ - با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است...رباعیبا عشق کلاه بر کمر دوز خوش است←233رباعی شماره ۲۳۳ - با عشق نشین که گوهر کان تو است...رباعیبا عشق نشین که گوهر کان تو است←234رباعی شماره ۲۳۴ - با ما ز ازل رفته قراری دگر است...رباعیبا ما ز ازل رفته قراری دگر است←235رباعی شماره ۲۳۵ - با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست...رباعیبا نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست←236رباعی شماره ۲۳۶ - با هرکه نشستی و نشد جمع دلت...رباعیبا هرکه نشستی و نشد جمع دلت←237رباعی شماره ۲۳۷ - با هستی و نیستیم بیگانگی است...رباعیبا هستی و نیستیم بیگانگی است←238رباعی شماره ۲۳۸ - پای تو گرفته ام ندارم ز تو دست...رباعیپای تو گرفته ام ندارم ز تو دست←239رباعی شماره ۲۳۹ - پائی که همی رفت به شبستان سر مست...رباعیپائی که همی رفت به شبستان سر مست←240رباعی شماره ۲۴۰ - برجه که سماع روح برپای شده است...رباعیبرجه که سماع روح برپای شده است←