مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
241رباعی شماره ۲۴۱ - برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات...رباعیبرخیز و طواف کن بر آن قطب نجات←242رباعی شماره ۲۴۲ - برکان شکر چند مگس را غوغاست...رباعیبرکان شکر چند مگس را غوغاست←243رباعی شماره ۲۴۳ - بر ما رقم خطا پرستی همه هست...رباعیبر ما رقم خطا پرستی همه هست←244رباعی شماره ۲۴۴ - بر من در وصل بسته میدارد دوست...رباعیبر من در وصل بسته میدارد دوست←245رباعی شماره ۲۴۵ - پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا...رباعیپرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا←246رباعی شماره ۲۴۶ - بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است...رباعیبر هر جائیکه سرنهم مسجود او است←247رباعی شماره ۲۴۷ - بر جزوم نشان معشوق منست...رباعیبر جزوم نشان معشوق منست←248رباعی شماره ۲۴۸ - بستم سر خم باده و بوی برفت...رباعیبستم سر خم باده و بوی برفت←249رباعی شماره ۲۴۹ - بگذشت سوار غیب و گردی برخاست...رباعیبگذشت سوار غیب و گردی برخاست←250رباعی شماره ۲۵۰ - بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت...رباعیبگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت←251رباعی شماره ۲۵۱ - پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست...رباعیپس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست←252رباعی شماره ۲۵۲ - بیچاره تر از عاشق بیصبر کجاست...رباعیبیچاره تر از عاشق بیصبر کجاست←253رباعی شماره ۲۵۳ - بی دیده اگر راه روی عین خطاست...رباعیبی دیده اگر راه روی عین خطاست←254رباعی شماره ۲۵۴ - بیرون ز تن و جان و روان درویش است...رباعیبیرون ز تن و جان و روان درویش است←255رباعی شماره ۲۵۵ - بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست...رباعیبیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست←256رباعی شماره ۲۵۶ - بیرون ز جهان و جان یکی دایه ماست...رباعیبیرون ز جهان و جان یکی دایه ماست←257رباعی شماره ۲۵۷ - بی یار نماند هرکه با یار بساخت...رباعیبی یار نماند هرکه با یار بساخت←258رباعی شماره ۲۵۸ - تا این فلک آینه گون بر کار است...رباعیتا این فلک آینه گون بر کار است←259رباعی شماره ۲۵۹ - تا با تو ز هستی تو هستی باقیست...رباعیتا با تو ز هستی تو هستی باقیست←260رباعی شماره ۲۶۰ - تا چهره آفتاب جان رخشانست...رباعیتا چهره آفتاب جان رخشانست←261رباعی شماره ۲۶۱ - تا حاصل دردم سبب درمان گشت...رباعیتا حاصل دردم سبب درمان گشت←262رباعی شماره ۲۶۲ - تا در دل من صورت آن رشک پریست...رباعیتا در دل من صورت آن رشک پریست←263رباعی شماره ۲۶۳ - تا تن نبری دور زمانم کشته است...رباعیتا تن نبری دور زمانم کشته است←264رباعی شماره ۲۶۴ - تا ظن نبری که این زمین بیهوشست...رباعیتا ظن نبری که این زمین بیهوشست←265رباعی شماره ۲۶۵ - تا عرش ز سودای رخش ولوله هاست...رباعیتا عرش ز سودای رخش ولوله هاست←266رباعی شماره ۲۶۶ - تا من بزیم پیشه و کارم اینست...رباعیتا من بزیم پیشه و کارم اینست←267رباعی شماره ۲۶۷ - تا مهر نگار باوفایم بگرفت...رباعیتا مهر نگار باوفایم بگرفت←268رباعی شماره ۲۶۸ - تنها نه همین خنده و سیماش خوشست...رباعیتنها نه همین خنده و سیماش خوشست←269رباعی شماره ۲۶۹ - توبه چکنم که توبه ام سایه تست...رباعیتوبه چکنم که توبه ام سایه تست←270رباعی شماره ۲۷۰ - توبه کردم که تا جانم برجاست...رباعیتوبه کردم که تا جانم برجاست←