کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مولوی

دفتر اول

مولوی / مثنوی معنوی / دفتر اول

فهرست متن

اشعار و آثار

172 مورد
91بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم بهرچ از راه و امانی چه کفر آن حرف و چه ایمان بهرچ از دوست دورافتی چه زشت آن نقش و چه زیبا در معنی قوله علیه السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطنمثنویجمله عالم زان غیور آمد که حق92بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجه تاجرمثنویبس دراز است این حدیث خواجه گو93بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مردهمثنویبعد از آنش از قفس بیرون فکند94بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدنمثنوییک دو پندش داد طوطی بی نفاق95بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشت نمای شدنمثنویتن قفس شکلست تن شد خار جان96بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کانمثنویاین همه گفتیم لیک اندر بسیچ97بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی نوایی چنگ زد میان گورستانمثنویآن شنیدستی که در عهد عمر98بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لهامثنویگفت پیغامبر که نفحتهای حق99بخش ۹۹ - قصه سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه های تو چون تر نیستمثنویمصطفی روزی به گورستان برفت100بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکم رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست کوههای بلند و دریاهاست»مثنویغیب را ابری و آبی دیگرست101بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخرهمثنویگفت پیغامبر ز سرمای بهار102بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی الله عنها از مصطفی صلی الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بودمثنویگفت صدیقه که ای زبده وجود103بخش ۱۰۳ - بقیه قصه پیر چنگی و بیان مخلص آنمثنویمطربی کز وی جهان شد پر طرب104بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته استمثنویآن زمان حق بر عمر خوابی گماشت105بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند ما روی مبارک ترا بهنگام وعظ نمی بینیم و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریحمثنویاستن حنانه از هجر رسول106بخش ۱۰۶ - اظهار معجزه پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت اومثنویسنگها اندر کف بوجهل بود107بخش ۱۰۷ - بقیه قصه مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمومنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز دادمثنویباز گرد و حال مطرب گوش دار108بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست بمقام استغراقمثنویپس عمر گفتش که این زاری تو109بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوامثنویگفت پیغامبر که دایم بهر پند110بخش ۱۱۰ - قصه خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشتمثنوییک خلیفه بود در ایام پیش111بخش ۱۱۱ - قصه اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشیمثنوییک شب اعرابی زنی مر شوی را112بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رستهمثنویبهر این گفتند دانایان بفن113بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادرمثنویلیک نادر طالب آید کز فروغ114بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زنمثنویشوی گفتش چند جویی دخل و کشت115بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معامله خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشدمثنویزن برو زد بانگ کای ناموس کیش116بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی نوایی خویشتنمثنویگفت ای زن تو زنی یا بوالحزن117بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبره وجود خود بیند تابه کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه های دیگر او راست گوتر باشد و امام باشدمثنویدید احمد را ابوجهل و بگفت118بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفته خویشمثنویزن چو دید او را که تند و توسنست119بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهلمثنویگفت پیغامبر که زن بر عاقلان120بخش ۱۲۰ - مرد زان گفتن پیشمان شد چنان...مثنویمرد زان گفتن پیشمان شد چنان