مولوی
دفتر سوم
مولوی / مثنوی معنوی / دفتر سوم
فهرست متن
اشعار و آثار
181بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی وارمثنویشمع مریم را بهل افروخته←182بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه تر و محتشم تر و پر نعمت تر و دلگشاترمثنویگفت معشوقی به عاشق کای فتی←183بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن اومثنویگفت او را ناصحی ای بی خبر←184بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشقمثنویگفت ای ناصح خمش کن چند چند←185بخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بنده عاشق سوی بخارامثنویرو نهاد آن عاشق خونابه ریز←186بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدنمثنویاندر آمد در بخارا شادمان←187بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان رامثنویگفت من مستسقیم آبم کشد←188بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشستمثنویهمچو گویی سجده کن بر رو و سر←189بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق کش بود و آن عاشق مرگ جوی لا ابالی کی درو مهمان شدمثنوییک حکایت گوش کن ای نیک پی←190بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجدمثنویتا یکی مهمان در آمد وقت شب←191بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورامثنویقوم گفتندش که هین اینجا مخسپ←192بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان رامثنویگفت او ای ناصحان من بی ندم←193بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می بیندمثنویآنچنانک گفت جالینوس راد←194بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجدمثنویقوم گفتندش مکن جلدی برو←195بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیله خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختنمثنویهمچو شیطان در سپه شد صد یکم←196بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کشمثنویگفت پیغامبر که ان فی البیان←197بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندیمثنویگفت ای یاران از آن دیوان نیم←198بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن ممن و بی صبری او در بلا به اضطراب و بی قراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهندمثنویبنگر اندر نخودی در دیگ چون←199بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شودمثنویسگ شکاری نیست او را طوق نیست←200بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود رامثنویآن ستی گوید ورا که پیش ازین←201بخش ۲۰۱ - باقی قصه مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق اومثنویآن غریب شهر سربالا طلب←202بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمانمثنویپیش از آنک این قصه تا مخلص رسد←203بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعه ابطنمثنویحرف قرآن را بدان که ظاهریست←204بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکنمثنویآنک گویند اولیا در که بوند←205بخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلاممثنویآدمی همچون عصای موسی است←206بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیرمثنویروی داود از فرش تابان شده←207بخش ۲۰۷ - جواب طعنه زننده در مثنوی از قصور فهم خودمثنویای سگ طاعن تو عو عو می کنی←208بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کره اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسانمثنویآنک فرمودست او اندر خطاب←209بخش ۲۰۹ - بقیه ذکر آن مهمان مسجد مهمان کشمثنویباز گو کان پاک باز شیرمرد←210بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت واجلب علیهم بخیلک و رجلکمثنویتو چو عزم دین کنی با اجتهاد←