فیض کاشانی
غزلیات
فیض کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
271غزل شماره ۲۷۱ - یار آمد از درم سحری در فراز کرد...غزلیار آمد از درم سحری در فراز کرد←272غزل شماره ۲۷۲ - دم بدم از تو یاد خواهم کرد...غزلدم بدم از تو یاد خواهم کرد←273غزل شماره ۲۷۳ - دل زاغبار پاک خواهم کرد...غزلدل زاغبار پاک خواهم کرد←274غزل شماره ۲۷۴ - چو نقاش ازل طرح جهان کرد...غزلچو نقاش ازل طرح جهان کرد←275غزل شماره ۲۷۵ - توانی گر درین ره ترک جان کرد...غزلتوانی گر درین ره ترک جان کرد←276غزل شماره ۲۷۶ - گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد...غزلگر یار بما رخ ننماید چه توان کرد←277غزل شماره ۲۷۷ - دل را غمگین نمی توان کرد...غزلدل را غمگین نمی توان کرد←278غزل شماره ۲۷۸ - یاد باد آنکه اثر در دل شیدا میکرد...غزلیاد باد آنکه اثر در دل شیدا میکرد←279غزل شماره ۲۷۹ - یاد آن روز که از زلف گره وا می کرد...غزلیاد آن روز که از زلف گره وا می کرد←280غزل شماره ۲۸۰ - بکوی سر قدر گر گذر توانی کرد...غزلبکوی سر قدر گر گذر توانی کرد←281غزل شماره ۲۸۱ - شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد...غزلشور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد←282غزل شماره ۲۸۲ - همه را خود نوازد و سازد...غزلهمه را خود نوازد و سازد←283غزل شماره ۲۸۳ - چشم شوخ تو فتنه میسازد...غزلچشم شوخ تو فتنه میسازد←284غزل شماره ۲۸۴ - بنما رخ و جان بستان یعنی بنمی ارزد...غزلبنما رخ و جان بستان یعنی بنمی ارزد←285غزل شماره ۲۸۵ - کم عطا یا اعطیت من عطا یاک فزد...غزلکم عطا یا اعطیت من عطا یاک فزد←286غزل شماره ۲۸۶ - ما سر کن فکانیم ما را که میشناسد...غزلما سر کن فکانیم ما را که میشناسد←287غزل شماره ۲۸۷ - محنت این سرا بکش ریح نجات میرسد...غزلمحنت این سرا بکش ریح نجات میرسد←288غزل شماره ۲۸۸ - شوریده صحرائی در خانه چسان باشد...غزلشوریده صحرائی در خانه چسان باشد←289غزل شماره ۲۸۹ - آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد...غزلآن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد←290غزل شماره ۲۹۰ - کسی از عمر برخوردار باشد...غزلکسی از عمر برخوردار باشد←291غزل شماره ۲۹۱ - هر کجا داغ و درد و غم باشد...غزلهر کجا داغ و درد و غم باشد←292غزل شماره ۲۹۲ - چکنم دلی را که ترا نباشد...غزلچکنم دلی را که ترا نباشد←293غزل شماره ۲۹۳ - هر که بیمار تو باشد درد بیمارش نباشد...غزلهر که بیمار تو باشد درد بیمارش نباشد←294غزل شماره ۲۹۴ - با دوست مگو رازی هرچند امین باشد...غزلبا دوست مگو رازی هرچند امین باشد←295غزل شماره ۲۹۵ - دلم بس نیست ماوای تو باشد...غزلدلم بس نیست ماوای تو باشد←296غزل شماره ۲۹۶ - خوشا آندل که ماوای تو باشد...غزلخوشا آندل که ماوای تو باشد←297غزل شماره ۲۹۷ - مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد...غزلمرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد←298غزل شماره ۲۹۸ - ای کاش که این سینه دری داشته باشد...غزلای کاش که این سینه دری داشته باشد←299غزل شماره ۲۹۹ - کاش از دل بی دل خبری داشته باشد...غزلکاش از دل بی دل خبری داشته باشد←300غزل شماره ۳۰۰ - خوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد ...غزلخوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد←