فیض کاشانی
غزلیات
فیض کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
391غزل شماره ۳۹۱ - ؟عشق توبه شکستیم تا دگر چه شود...غزل؟عشق توبه شکستیم تا دگر چه شود←392غزل شماره ۳۹۲ - گر پذیری تو ز من جان چه شود...غزلگر پذیری تو ز من جان چه شود←393غزل شماره ۳۹۳ - رو بحق آوری ای جان چه شود...غزلرو بحق آوری ای جان چه شود←394غزل شماره ۳۹۴ - شود شود که دلم سوی حق ربوده شود...غزلشود شود که دلم سوی حق ربوده شود←395غزل شماره ۳۹۵ - ز نکتهای بیانت خرد فزوده شود...غزلز نکتهای بیانت خرد فزوده شود←396غزل شماره ۳۹۶ - شود که از دهنت بوسه ربوده شود...غزلشود که از دهنت بوسه ربوده شود←397غزل شماره ۳۹۷ - جور ز حد ببر مگو جور زیاد میشود...غزلجور ز حد ببر مگو جور زیاد میشود←398غزل شماره ۳۹۸ - خواست دلم که ماتمم سور شود نمیشود...غزلخواست دلم که ماتمم سور شود نمیشود←399غزل شماره ۳۹۹ - بی دل و جان بسر شود بی تو بسر نمی شود...غزلبی دل و جان بسر شود بی تو بسر نمی شود←400غزل شماره ۴۰۰ - ای دل مخواه کام که حاصل نمیشود ...غزلای دل مخواه کام که حاصل نمیشود←401غزل شماره ۴۰۱ - دل گر غمین شود شده باشد چه می شود...غزلدل گر غمین شود شده باشد چه می شود←402غزل شماره ۴۰۲ - جان از لطافت بدنش تازه می شود...غزلجان از لطافت بدنش تازه می شود←403غزل شماره ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد...غزلنهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد←404غزل شماره ۴۰۴ - عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد...غزلعشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد←405غزل شماره ۴۰۵ - علی الصباح نوید هو الغفور رسید ...غزلعلی الصباح نوید هو الغفور رسید←406غزل شماره ۴۰۶ - بیا بیا که نوید از جناب دوست رسید ...غزلبیا بیا که نوید از جناب دوست رسید←407غزل شماره ۴۰۷ - دلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپید...غزلدلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپید←408غزل شماره ۴۰۸ - مژده از هاتف غیبم رسید...غزلمژده از هاتف غیبم رسید←409غزل شماره ۴۰۹ - هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید...غزلهر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید←410غزل شماره ۴۱۰ - خدای عزوجل گر ببخشدم شاید...غزلخدای عزوجل گر ببخشدم شاید←411غزل شماره ۴۱۱ - در سر چو خیال تو درآید...غزلدر سر چو خیال تو درآید←412غزل شماره ۴۱۲ - شکر تو چسان کنم که شاید...غزلشکر تو چسان کنم که شاید←413غزل شماره ۴۱۳ - زاهدم گفت زهد می باید...غزلزاهدم گفت زهد می باید←414غزل شماره ۴۱۴ - زهد و تقوی ز من نمی آید...غزلزهد و تقوی ز من نمی آید←415غزل شماره ۴۱۵ - جان سوخته روئیست پروانه چنین باید...غزلجان سوخته روئیست پروانه چنین باید←416غزل شماره ۴۱۶ - عاشقی را جگری می باید...غزلعاشقی را جگری می باید←417غزل شماره ۴۱۷ - هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید...غزلهر دل که عشق ورزد از ما و من برآید←418غزل شماره ۴۱۸ - زهر فراق نوشم تا کام من برآید...غزلزهر فراق نوشم تا کام من برآید←419غزل شماره ۴۱۹ - بیاد یار در خلوت نشستم تا چه پیش آید...غزلبیاد یار در خلوت نشستم تا چه پیش آید←420غزل شماره ۴۲۰ - بشارت کز لب ساقی دگر می صاف می آید...غزلبشارت کز لب ساقی دگر می صاف می آید←