سلمان ساوجی
غزلیات
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
331غزل شماره ۳۳۱ - ای سر سودای من رفته در سودای تو ...غزلای سر سودای من رفته در سودای تو←332غزل شماره ۳۳۲ - داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو...غزلداشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو←333غزل شماره ۳۳۳ - دورم از جانان و مسکین آنکه شد مهجور ازو...غزلدورم از جانان و مسکین آنکه شد مهجور ازو←334غزل شماره ۳۳۴ - بیمار و بر افتاد نفس دوش سحرگه...غزلبیمار و بر افتاد نفس دوش سحرگه←335غزل شماره ۳۳۵ - ای پسر نیستی ز هستی به...غزلای پسر نیستی ز هستی به←336غزل شماره ۳۳۶ - ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده...غزلای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده←337غزل شماره ۳۳۷ - سرو سهی که کارش بالا بود همیشه...غزلسرو سهی که کارش بالا بود همیشه←338غزل شماره ۳۳۸ - صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه ...غزلصوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه←339غزل شماره ۳۳۹ - باز بیمار خودم ساختی و خوش کردی ...غزلباز بیمار خودم ساختی و خوش کردی←340غزل شماره ۳۴۰ - دلا من قدر وصل او ندانستم تو می دانی ...غزلدلا من قدر وصل او ندانستم تو می دانی←341غزل شماره ۳۴۱ - هر دم به تیز غمزه دلم را چه می زنی؟...غزلهر دم به تیز غمزه دلم را چه می زنی؟←342غزل شماره ۳۴۲ - مسکین دل من گم شد و کردم طلب وی ...غزلمسکین دل من گم شد و کردم طلب وی←343غزل شماره ۳۴۳ - ماییم به کوی یار دلجوی ...غزلماییم به کوی یار دلجوی←344غزل شماره ۳۴۴ - از چنگ فراقم نفسی نیست رهایی ...غزلاز چنگ فراقم نفسی نیست رهایی←345غزل شماره ۳۴۵ - تا سودا شب نقاب صبح صادق کرده ای ...غزلتا سودا شب نقاب صبح صادق کرده ای←346غزل شماره ۳۴۶ - لعل را بر آفتاب حسن گویا کرده ای...غزللعل را بر آفتاب حسن گویا کرده ای←347غزل شماره ۳۴۷ - ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیده ای ...غزلای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیده ای←348غزل شماره ۳۴۸ - در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی ...غزلدر خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی←349غزل شماره ۳۴۹ - جان ندارد بی لب شیرین جانان لذتی ...غزلجان ندارد بی لب شیرین جانان لذتی←350غزل شماره ۳۵۰ - خنک صبا که ز زلفش، خلاص یافت نفسی ...غزلخنک صبا که ز زلفش، خلاص یافت نفسی←351غزل شماره ۳۵۱ - ای میوه رسیده ز بستان کیستی ...غزلای میوه رسیده ز بستان کیستی←352غزل شماره ۳۵۲ - خورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی ...غزلخورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی←353غزل شماره ۳۵۳ - دلا راه هوا خالی نخواهد بودن از گردی ...غزلدلا راه هوا خالی نخواهد بودن از گردی←354غزل شماره ۳۵۴ - به نیازی که با خدا داری ...غزلبه نیازی که با خدا داری←355غزل شماره ۳۵۵ - چه می بری دل ما چون نگه نمی داری؟...غزلچه می بری دل ما چون نگه نمی داری؟←356غزل شماره ۳۵۶ - دل بر سر کوی تو نهادیم به خواری ...غزلدل بر سر کوی تو نهادیم به خواری←357غزل شماره ۳۵۷ - نمی پرسی ز حال ما، نه از ما یاد می آری ...غزلنمی پرسی ز حال ما، نه از ما یاد می آری←358غزل شماره ۳۵۸ - سری از سر نه ار با ما سر مهر و وفا داری ...غزلسری از سر نه ار با ما سر مهر و وفا داری←359غزل شماره ۳۵۹ - ترک من می آیی و دلها به یغما می بری ...غزلترک من می آیی و دلها به یغما می بری←360غزل شماره ۳۶۰ - نصیحت می کند هر دم مرا زاهد به مستوری ...غزلنصیحت می کند هر دم مرا زاهد به مستوری←