سلمان ساوجی
رباعیات
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61رباعی شماره ۶۱ - دی سرو به باغ سرفرازی می کرد ...رباعیدی سرو به باغ سرفرازی می کرد←62رباعی شماره ۶۲ - زلف سیهت که بر مهت می پوید ...رباعیزلف سیهت که بر مهت می پوید←63رباعی شماره ۶۳ - هر لحظه ز من ناله نو می خیزد ...رباعیهر لحظه ز من ناله نو می خیزد←64رباعی شماره ۶۴ - جان در طلب رطل گران می گردد ...رباعیجان در طلب رطل گران می گردد←65رباعی شماره ۶۵ - زلف تو همه روز مشوش باشد ...رباعیزلف تو همه روز مشوش باشد←66رباعی شماره ۶۶ - ترکم که مهش به پیش زانو می زد ...رباعیترکم که مهش به پیش زانو می زد←67رباعی شماره ۶۷ - ... م که همیشه آب خود می ریزد ...رباعی... م که همیشه آب خود می ریزد←68رباعی شماره ۶۸ - سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند ...رباعیسلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند←69رباعی شماره ۶۹ - ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟...رباعیای خواجه دوای درد ما کی باشد؟←70رباعی شماره ۷۰ - از شمع جمال تو دلم تاب کشد ...رباعیاز شمع جمال تو دلم تاب کشد←71رباعی شماره ۷۱ - روزی که سمن بر لب جو بر روید ...رباعیروزی که سمن بر لب جو بر روید←72رباعی شماره ۷۲ - سوز تو جگر کباب می گرداند ...رباعیسوز تو جگر کباب می گرداند←73رباعی شماره ۷۳ - دستت چو به کارد کلک را بتراشید ...رباعیدستت چو به کارد کلک را بتراشید←74رباعی شماره ۷۴ - دیشب که نگار دلستان می رقصید ...رباعیدیشب که نگار دلستان می رقصید←75رباعی شماره ۷۵ - بر زلف تو چون باد وزیدن گیرد ...رباعیبر زلف تو چون باد وزیدن گیرد←76رباعی شماره ۷۶ - دل با رخ تو سر تعشق دارد ...رباعیدل با رخ تو سر تعشق دارد←77رباعی شماره ۷۷ - یک زخم غمت هزار مرهم ارزد ...رباعییک زخم غمت هزار مرهم ارزد←78رباعی شماره ۷۸ - خواهم که مرا مدام آماده بود ...رباعیخواهم که مرا مدام آماده بود←79رباعی شماره ۷۹ - ز آن رو که هوا، بوی خوشت می گیرد ...رباعیز آن رو که هوا، بوی خوشت می گیرد←80رباعی شماره ۸۰ - آن یار که مشک بر قمر می ساید ...رباعیآن یار که مشک بر قمر می ساید←81رباعی شماره ۸۱ - اسبی که مرا خواجه بر آن اسب نشاند ...رباعیاسبی که مرا خواجه بر آن اسب نشاند←82رباعی شماره ۸۲ - ای خواجه فلان الدین که ریشت ... باد ...رباعیای خواجه فلان الدین که ریشت ... باد←83رباعی شماره ۸۳ - ابر است گهر بار و هوا عنبر بیز...رباعیابر است گهر بار و هوا عنبر بیز←84رباعی شماره ۸۴ - از جام توام بهره خمار آمد و بس ...رباعیاز جام توام بهره خمار آمد و بس←85رباعی شماره ۸۵ - رویت که ازو گرفت نیرو آتش ...رباعیرویت که ازو گرفت نیرو آتش←86رباعی شماره ۸۶ - دل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش ...رباعیدل خواستم از زلف سمن پوش تو دوش←87رباعی شماره ۸۷ - گل بین که دریدند همه پیرهنش ...رباعیگل بین که دریدند همه پیرهنش←88رباعی شماره ۸۸ - دذر راه بسر همی پوید شمع ...رباعیدذر راه بسر همی پوید شمع←89رباعی شماره ۸۹ - ای داده غمت بباد جانم چو شمع ...رباعیای داده غمت بباد جانم چو شمع←90رباعی شماره ۹۰ - از باغ جمالت ار آگه بودی گل ...رباعیاز باغ جمالت ار آگه بودی گل←