سلمان ساوجی
قصاید
سلمان ساوجی / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
61قصیده شماره ۶۱ - در مدح غیاث الدین محمدقصیدهراه نجم چو مشرف کند ایوان حمل←62قصیده شماره ۶۲ - در مدح سلطان اویسقصیدهشفق آمد چو می و ماه نو عید چو جام←63قصیده شماره ۶۳ - در مدح شاه دوندیقصیدهبیا چون مقام طرب شد تمام←64قصیده شماره ۶۴ - در مدح امیر شیخ حسنقصیدهای سر کوی تو را کعبه رسانیده سلام←65قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر شیخ حسنقصیدهعید است بر خیز ای صنم ، پیش آر پیش از صبحدم←66قصیده شماره ۶۶ - درطلب آمرزشقصیدهمنم ، که نیست شب و روز جز گنه کارم←67قصیده شماره ۶۷ - در مدح سلطان اویسقصیدهخوش نسیمی از چمن بر خاست بر خیز ای ندیم !←68قصیده شماره ۶۸ - در مدح امیر شیخ حسنقصیدهاگویی خیال قد تو ای گلستان چشم!←69قصیده شماره ۶۹ - در مدح سلطان اویسقصیدهدودر در درج دولت داشت این فیروزه گون طارم←70قصیده شماره ۷۰ - در مدح امیر شیخ حسنقصیدهشکوه افسر شاهی تراز کسوت عالم←71قصیده شماره ۷۱ - در مدح دلشاد خاتونقصیدهزهی نهال قدرت سرو جویبار روان←72قصیده شماره ۷۲ - در مدح سلطان اویسقصیدهنسیم صبح سلامم به دلستان برسان←73قصیده شماره ۷۳ - دروصف زورققصیدهبنگر این زورق رخشنده بر آب روان←74قصیده شماره ۷۴ - در مدح سلطان اویسقصیدهاین گلستان است ؟ یا صحن ارم ؟ یا بوستان ؟←75قصیده شماره ۷۵ - در موعظه و دوری از دنیاقصیدهای دل آخر یک قدم بیرون خرام از خویشتن←76قصیده شماره ۷۶ - در مدح سلطان اویسقصیدهنقره ی خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن←77قصیده شماره ۷۷ - در مدح سلطان اویسقصیدهمنت خدای را که به تعید ذو المنن←78قصیده شماره ۷۸ - در مدح سلطان اویسقصیدهاین وصلت مبارک وین مجلس همایون←79قصیده شماره ۷۹ - در مدح سلطان اویسقصیدهپیش از این ملکی که جمع را شد میسر بیش از این←80قصیده شماره ۸۰ - در مدح خواجه شمس الدین زکریاقصیدهداغ ابروی تو دل پیوسته دارد بر جبین←81قصیده شماره ۸۱ - در مدح شاه دوندیقصیدهای زمین آستانت آسمان ملک و دین←82قصیده شماره ۸۲ - در مدح سلطان اویسقصیدهطراوتی است جهان را به فر فروردین←83قصیده شماره ۸۳ - درمرثیه ی شاهزاده ی بیرام شاهقصیدهآسمان با سینه ی پر آتش و پشتی دو تا ه←84قصیده شماره ۸۴ - در مدح شیخ حسن نویانقصیدهمنت ایزد را که ذات خسرو گیتی پناه←85قصیده شماره ۸۵ - در مدح سلطان اویسقصیدهبه گرد چشمه ی نوشت دمی مهر گیاه←86قصیده شماره ۸۶ - در مدح دلشاد شاهقصیدهیاد صبح است این گذر بر کوی جانان یافته←87قصیده شماره ۸۷ - در مدح سلطان اویسقصیدهای کمان ابرویت را جان من قربان شده←88قصیده شماره ۸۸ - در موعظه ونصیحتقصیدهزحبس نفس خلاص ای عزیز اگر یابی←89قصیده شماره ۸۹ - در مدح سلطان اویسقصیدهدمید گرد لب جوی خط زنگاری←90قصیده شماره ۹۰ - در مدح امیر شیخ حسنقصیدهطالع عالم مبارک شد به میمون اختری←