کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سعدی

غزلیات

سعدی / دیوان اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

637 مورد
91غزل ۹۱ - سفر دراز نباشد به پای طالب دوست...غزلسفر دراز نباشد به پای طالب دوست92غزل ۹۲ - کس به چشمم در نمی آید که گویم مثل اوست...غزلکس به چشمم در نمی آید که گویم مثل اوست93غزل ۹۳ - یار من آن که لطف خداوند یار اوست...غزلیار من آن که لطف خداوند یار اوست94غزل ۹۴ - خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست...غزلخورشید زیر سایه زلف چو شام اوست95غزل ۹۵ - آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست...غزلآن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست96غزل ۹۶ - ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست...غزلز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست97غزل ۹۷ - صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست...غزلصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست98غزل ۹۸ - گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست...غزلگفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست99غزل ۹۹ - صبح می خندد و من گریه کنان از غم دوست...غزلصبح می خندد و من گریه کنان از غم دوست100غزل ۱۰۰ - این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست...غزلاین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست101غزل ۱۰۱ - ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست...غزلای پیک پی خجسته که داری نشان دوست102غزل ۱۰۲ - تا دست ها کمر نکنی بر میان دوست...غزلتا دست ها کمر نکنی بر میان دوست103غزل ۱۰۳ - ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست...غزلز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست104غزل ۱۰۴ - مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست...غزلمرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست105غزل ۱۰۵ - آب حیات منست خاک سر کوی دوست...غزلآب حیات منست خاک سر کوی دوست106غزل ۱۰۶ - شادی به روزگار گدایان کوی دوست...غزلشادی به روزگار گدایان کوی دوست107غزل ۱۰۷ - صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست...غزلصبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست108غزل ۱۰۸ - مرا خود با تو چیزی در میان هست...غزلمرا خود با تو چیزی در میان هست109غزل ۱۰۹ - بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست...غزلبیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست110غزل ۱۱۰ - هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست...غزلهر چه در روی تو گویند به زیبایی هست111غزل ۱۱۱ - مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست...غزلمشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست112غزل ۱۱۲ - زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست...غزلزهی رفیق که با چون تو سروبالاییست113غزل ۱۱۳ - مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست...غزلمرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست114غزل ۱۱۴ - دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست...غزلدردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست115غزل ۱۱۵ - کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست...غزلکیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست116غزل ۱۱۶ - گر صبر دل از تو هست و گر نیست...غزلگر صبر دل از تو هست و گر نیست117غزل ۱۱۷ - ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست...غزلای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست118غزل ۱۱۸ - جان ندارد هر که جانانیش نیست...غزلجان ندارد هر که جانانیش نیست119غزل ۱۱۹ - هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست...غزلهر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست120غزل ۱۲۰ - خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...غزلخبرت هست که بی روی تو آرامم نیست