سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
241غزل ۲۴۱ - میل بین کان سروبالا می کند...غزلمیل بین کان سروبالا می کند←242غزل ۲۴۲ - سرو بلند بین که چه رفتار می کند...غزلسرو بلند بین که چه رفتار می کند←243غزل ۲۴۳ - زلف او بر رخ چو جولان می کند...غزلزلف او بر رخ چو جولان می کند←244غزل ۲۴۴ - یار با ما بی وفایی می کند...غزلیار با ما بی وفایی می کند←245غزل ۲۴۵ - هر که بی او زندگانی می کند...غزلهر که بی او زندگانی می کند←246غزل ۲۴۶ - دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند...غزلدلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند←247غزل ۲۴۷ - با دوست باش گر همه آفاق دشمنند...غزلبا دوست باش گر همه آفاق دشمنند←248غزل ۲۴۸ - شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند...غزلشوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند←249غزل ۲۴۹ - این جا شکری هست که چندین مگسانند...غزلاین جا شکری هست که چندین مگسانند←250غزل ۲۵۰ - خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند...غزلخوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند←251غزل ۲۵۱ - اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند...غزلاگر تو برشکنی دوستان سلام کنند←252غزل ۲۵۲ - نشاید که خوبان به صحرا روند...غزلنشاید که خوبان به صحرا روند←253غزل ۲۵۳ - به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند...غزلبه بوی آن که شبی در حرم بیاسایند←254غزل ۲۵۴ - اخترانی که به شب در نظر ما آیند...غزلاخترانی که به شب در نظر ما آیند←255غزل ۲۵۵ - تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود...غزلتو را سماع نباشد که سوز عشق نبود←256غزل ۲۵۶ - نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود...غزلنفسی وقت بهارم هوس صحرا بود←257غزل ۲۵۷ - از دست دوست هر چه ستانی شکر بود...غزلاز دست دوست هر چه ستانی شکر بود←258غزل ۲۵۸ - مرا راحت از زندگی دوش بود...غزلمرا راحت از زندگی دوش بود←259غزل ۲۵۹ - ناچار هر که صاحب روی نکو بود...غزلناچار هر که صاحب روی نکو بود←260غزل ۲۶۰ - من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود...غزلمن چه در پای تو ریزم که خورای تو بود←261غزل ۲۶۱ - یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود...غزلیا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود←262غزل ۲۶۲ - عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود...غزلعیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود←263غزل ۲۶۳ - گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود...غزلگفتمش سیر ببینم مگر از دل برود←264غزل ۲۶۴ - هر که مجموع نباشد به تماشا نرود...غزلهر که مجموع نباشد به تماشا نرود←265غزل ۲۶۵ - هر که را باغچه ای هست به بستان نرود...غزلهر که را باغچه ای هست به بستان نرود←266غزل ۲۶۶ - در من این عیب قدیمست و به در می نرود...غزلدر من این عیب قدیمست و به در می نرود←267غزل ۲۶۷ - سروبالایی به صحرا می رود...غزلسروبالایی به صحرا می رود←268غزل ۲۶۸ - ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود...غزلای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود←269غزل ۲۶۹ - آن که مرا آرزوست دیر میسر شود...غزلآن که مرا آرزوست دیر میسر شود←270غزل ۲۷۰ - هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود...غزلهر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود←