سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
211غزل ۲۱۱ - امروز در فراق تو دیگر به شام شد...غزلامروز در فراق تو دیگر به شام شد←212غزل ۲۱۲ - هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد...غزلهر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد←213غزل ۲۱۳ - دوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد...غزلدوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد←214غزل ۲۱۴ - سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد...غزلسرمست ز کاشانه به گلزار برآمد←215غزل ۲۱۵ - ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد...غزلساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد←216غزل ۲۱۶ - روز برآمد بلند ای پسر هوشمند...غزلروز برآمد بلند ای پسر هوشمند←217غزل ۲۱۷ - آن را که غمی چون غم من نیست چه داند...غزلآن را که غمی چون غم من نیست چه داند←218غزل ۲۱۸ - آن سرو که گویند به بالای تو ماند...غزلآن سرو که گویند به بالای تو ماند←219غزل ۲۱۹ - کسی که روی تو دیدست حال من داند...غزلکسی که روی تو دیدست حال من داند←220غزل ۲۲۰ - دلم خیال تو را ره نمای می داند...غزلدلم خیال تو را ره نمای می داند←221غزل ۲۲۱ - مجلس ما دگر امروز به بستان ماند...غزلمجلس ما دگر امروز به بستان ماند←222غزل ۲۲۲ - حسن تو دایم بدین قرار نماند...غزلحسن تو دایم بدین قرار نماند←223غزل ۲۲۳ - عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته اند...غزلعیب جویانم حکایت پیش جانان گفته اند←224غزل ۲۲۴ - گلبنان پیرایه بر خود کرده اند...غزلگلبنان پیرایه بر خود کرده اند←225غزل ۲۲۵ - اینان مگر ز رحمت محض آفریده اند...غزلاینان مگر ز رحمت محض آفریده اند←226غزل ۲۲۶ - درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند...غزلدرخت غنچه برآورد و بلبلان مستند←227غزل ۲۲۷ - آخر ای سنگ دل سیم زنخدان تا چند...غزلآخر ای سنگ دل سیم زنخدان تا چند←228غزل ۲۲۸ - کاروان می رود و بار سفر می بندند...غزلکاروان می رود و بار سفر می بندند←229غزل ۲۲۹ - پیش رویت دگران صورت بر دیوارند...غزلپیش رویت دگران صورت بر دیوارند←230غزل ۲۳۰ - شاید این طلعت میمون که به فالش دارند...غزلشاید این طلعت میمون که به فالش دارند←231غزل ۲۳۱ - تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند...غزلتو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند←232غزل ۲۳۲ - دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند...غزلدو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند←233غزل ۲۳۳ - روندگان مقیم از بلا نپرهیزند...غزلروندگان مقیم از بلا نپرهیزند←234غزل ۲۳۴ - آفتاب از کوه سر بر می زند...غزلآفتاب از کوه سر بر می زند←235غزل ۲۳۵ - بلبلی بی دل نوایی می زند...غزلبلبلی بی دل نوایی می زند←236غزل ۲۳۶ - توانگران که به جنب سرای درویشند...غزلتوانگران که به جنب سرای درویشند←237غزل ۲۳۷ - یار باید که هر چه یار کند...غزلیار باید که هر چه یار کند←238غزل ۲۳۸ - بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند...غزلبخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند←239غزل ۲۳۹ - کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند...غزلکسی که روی تو بیند نگه به کس نکند←240غزل ۲۴۰ - چه کند بنده که بر جور تحمل نکند...غزلچه کند بنده که بر جور تحمل نکند←