اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز
فهرست متن
اشعار و آثار
61حکیمان را بها کمتر نهادندسایرحکیمان را بها کمتر نهادند←62جهان چار سو اندر بر منسایرجهان چار سو اندر بر من←63درین وادی زمانی جاودانیسایردرین وادی زمانی جاودانی←64مسلمان آن فقیر کج کلاهیسایرمسلمان آن فقیر کج کلاهی←65تب و تاب دل از سوز غم تستسایرتب و تاب دل از سوز غم تست←66شب هندی غلامان را سحر نیستسایرشب هندی غلامان را سحر نیست←67چه گویم زان فقیری دردمندیسایرچه گویم زان فقیری دردمندی←68چسان احوال او را بر لب آرمسایرچسان احوال او را بر لب آرم←69هنوز این چرخ نیلی کج خرام استسایرهنوز این چرخ نیلی کج خرام است←70نماند آن تاب و تب در خون نابشسایرنماند آن تاب و تب در خون نابش←71دل خود را اسیر رنگ و بو کردسایردل خود را اسیر رنگ و بو کرد←72بروی او در دل ناگشادسایربروی او در دل ناگشاد←73گریبان چاک و بی فکر رفو زیستسایرگریبان چاک و بی فکر رفو زیست←74حق آن ده که « مسکین و اسیر» استسایرحق آن ده که « مسکین و اسیر» است←75دگر پاکیزه کن آب و گل اوسایردگر پاکیزه کن آب و گل او←76عروس زندگی در خلوتش غیرسایرعروس زندگی در خلوتش غیر←77به چشم او نه نور و نی سرور استسایربه چشم او نه نور و نی سرور است←78مسلمان زاده و نامحرم مرگسایرمسلمان زاده و نامحرم مرگ←79ملوکیت سراپا شیشه بازی استسایرملوکیت سراپا شیشه بازی است←80تن مرد مسلمان پایدار استسایرتن مرد مسلمان پایدار است←81مسلمان شرمسار از بی کلاهی استسایرمسلمان شرمسار از بی کلاهی است←82مپرس از من که احوالش چسان استسایرمپرس از من که احوالش چسان است←83به چشمش وانمودم زندگی راسایربه چشمش وانمودم زندگی را←84مسلمان گرچه بی خیل و سپاهی استسایرمسلمان گرچه بی خیل و سپاهی است←85متاع شیخ اساطیر کهن بودسایرمتاع شیخ اساطیر کهن بود←86دگرگون کرد لادینی جهان راسایردگرگون کرد لادینی جهان را←87حرم از دیر گیرد رنگ و بوئیسایرحرم از دیر گیرد رنگ و بوئی←88فقیران تا به مسجد صف کشیدندسایرفقیران تا به مسجد صف کشیدند←89مسلمانان به خویشان در ستیزندسایرمسلمانان به خویشان در ستیزند←90جبین را پیش غیر الله سودیمسایرجبین را پیش غیر الله سودیم←