اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز
فهرست متن
اشعار و آثار
121دل خود را بدست کس ندادمسایردل خود را بدست کس ندادم←122همان سوز جنون اندر سر منسایرهمان سوز جنون اندر سر من←123هنوز این خاک دارای شرر هستسایرهنوز این خاک دارای شرر هست←124نگاهم زآنچه بینم بی نیاز استسایرنگاهم زآنچه بینم بی نیاز است←125مرا در عصر بی سوز آفریدندسایرمرا در عصر بی سوز آفریدند←126نگیرد لاله و گل رنگ و بویمسایرنگیرد لاله و گل رنگ و بویم←127من اندر مشرق و مغرب غریبمسایرمن اندر مشرق و مغرب غریبم←128طلسم علم حاضر را شکستمسایرطلسم علم حاضر را شکستم←129به چشم من نگه آورده تستسایربه چشم من نگه آورده تست←130چو خود را در کنار خود کشیدمسایرچو خود را در کنار خود کشیدم←131درین عالم بهشت خرمی هستسایردرین عالم بهشت خرمی هست←132بده او را جوان پاکبازیسایربده او را جوان پاکبازی←133بیا ساقی بگردان جام می راسایربیا ساقی بگردان جام می را←134جهان از عشق و عشق از سینه تستسایرجهان از عشق و عشق از سینه تست←135مرا این سوز از فیض دم تستسایرمرا این سوز از فیض دم تست←136درین بتخانه دل با کس نبستمسایردرین بتخانه دل با کس نبستم←137دمید آن لاله از مشت غبارمسایردمید آن لاله از مشت غبارم←138حضور ملت بیضا تپیدمسایرحضور ملت بیضا تپیدم←139بصدق فطرت رندانه منسایربصدق فطرت رندانهء من←140دلی برکف نهادم ، دلبری نیستسایردلی برکف نهادم ، دلبری نیست←141چو رومی در حرم دادم اذان منسایرچو رومی در حرم دادم اذان من←142گلستانی ز خاک من بر انگیزسایرگلستانی ز خاک من بر انگیز←143مسلمان تا بساحل آرمید استسایرمسلمان تا بساحل آرمید است←144که گفت او را که آید بوی یاری؟سایرکه گفت او را که آید بوی یاری؟←145ز بحر خود بجوی من گهر دهسایرز بحر خود بجوی من گهر ده←146بجلوت نی نوازیهای من بینسایربجلوت نی نوازیهای من بین←147بهرحالی که بودم خوش سرودمسایربهرحالی که بودم خوش سرودم←148شریک درد و سوز لاله بودمسایرشریک درد و سوز لاله بودم←149هنوز این خاک دارای شرر هستسایرهنوز این خاک دارای شرر هست←150بکوی تو گداز یک نوا بسسایربکوی تو گداز یک نوا بس←