اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
اقبال لاهوری / ارمغان حجاز
فهرست متن
اشعار و آثار
181پرد در وسعت گردون یگانهسایرپرد در وسعت گردون یگانه←182به باغان عندلیبی خوش صفیریسایربه باغان عندلیبی خوش صفیری←183بجام نو کهن می از سبو ریزسایربجام نو کهن می از سبو ریز←184گرفتم حضرت ملا ترش روستسایرگرفتم حضرت ملا ترش روست←185فرنگی صید بست از کعبه و دیرسایرفرنگی صید بست از کعبه و دیر←186به بند صوفی و ملا اسیریسایربه بند صوفی و ملا اسیری←187ز قرآن پیش خود آئینه آویز!سایرز قرآن پیش خود آئینه آویز←188ز من بر صوفی و ملا سلامیسایرز من بر صوفی و ملا سلامی←189ز دوزخ واعظ کافر گری گفتسایرز دوزخ واعظ کافر گری گفت←190مریدی خود شناسی پخته کاریسایرمریدی خود شناسی پخته کاری←191پسر را گفت پیری خرقه بازیسایرپسر را گفت پیری خرقه بازی←192به کام خود دگر آن کهنه می ریزسایربه کام خود دگر آن کهنه می ریز←193بگیر از ساغرشن لاله رنگیسایربگیر از ساغرشن لاله رنگی←194نصیبی بردم از تاب و تب اوسایرنصیبی بردم از تاب و تب او←195سراپا درد و سوز شنائیسایرسراپا درد و سوز شنائی←196بروی من در دل باز کردندسایربروی من در دل باز کردند←197ز رومی گیر اسرار فقیریسایرز رومی گیر اسرار فقیری←198خیالش با مه و انجم نشیندسایرخیالش با مه و انجم نشیند←199خودی تا گشت مهجور خدائیسایرخودی تا گشت مهجور خدائی←200می روشن ز تاک من فرو ریختسایرمی روشن ز تاک من فرو ریخت←201تو ای باد بیابان از عرب خیزسایرتو ای باد بیابان از عرب خیز←202خلافت فقر با تاج و سریر استسایرخلافت فقر با تاج و سریر است←203جوانمردی که خود را فاش بیندسایرجوانمردی که خود را فاش بیند←204به روی عقل و دل بگشای هر درسایربه روی عقل و دل بگشای هر در←205خنکن ملتی بر خود رسیدهسایرخنکن ملتی بر خود رسیده←206چه خوش زد ترک ملاحی سرودیسایرچه خوش زد ترک ملاحی سرودی←207جهانگیری بخاک ما سرشتندسایرجهانگیری بخاک ما سرشتند←208مسلمانی که خود را امتحان کردسایرمسلمانی که خود را امتحان کرد←209بگو از من نواخوان عرب راسایربگو از من نواخوان عرب را←210به جانهافریدم های و هو راسایربه جانهافریدم های و هو را←