بیدل دهلوی
غزلیات
بیدل دهلوی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
871غزل شماره ۸۷۱ - باز با طرزتکلف آشنا می بینمت...غزلباز با طرزتکلف آشنا می بینمت←872غزل شماره ۸۷۲ - ای پر فشان چون بوی گل بیرنگی از پیراهنت...غزلای پر فشان چون بوی گل بیرنگی از پیراهنت←873غزل شماره ۸۷۳ - جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت...غزلجهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت←874غزل شماره ۸۷۴ - زهی هنگامه امکان ، جنون ساز غریبانت...غزلزهی هنگامه امکان ، جنون ساز غریبانت←875غزل شماره ۸۷۵ - نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت...غزلنسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت←876غزل شماره ۸۷۶ - بهار آیینه رنگی که باشد صرف آیینت...غزلبهار آیینه رنگی که باشد صرف آیینت←877غزل شماره ۸۷۷ - بیا ای جام و مینای طرب نقش کف پایت...غزلبیا ای جام و مینای طرب نقش کف پایت←878غزل شماره ۸۷۸ - همه کس کشیده محمل به جناب کبریایت...غزلهمه کس کشیده محمل به جناب کبریایت←879غزل شماره ۸۷۹ - زهی چمن ساز صبح فطرت ، تبسم لعل مهرجویت...غزلزهی چمن ساز صبح فطرت ، تبسم لعل مهرجویت←880غزل شماره ۸۸۰ - کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت...غزلکار به نقش پا رساند جهد سر هواییت←881غزل شماره ۸۸۱ - ره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث...غزلره مقصدی که گم است و بس به خیال می سپری عبث←882غزل شماره ۸۸۲ - بی مغزی و داری به من سوخته جان بحث...غزلبی مغزی و داری به من سوخته جان بحث←883غزل شماره ۸۸۳ - خواری ست به هرکج منش از راست روان بحث...غزلخواری ست به هرکج منش از راست روان بحث←884غزل شماره ۸۸۴ - تامل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث...غزلتامل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث←885غزل شماره ۸۸۵ - نتوان برد زآینه ما رنگ حدوث...غزلنتوان برد زآینه ما رنگ حدوث←886غزل شماره ۸۸۶ - تا ز پیدایی به گوشم خواند افسون احتیاج...غزلتا ز پیدایی به گوشم خواند افسون احتیاج←887غزل شماره ۸۸۷ - در لاف حلقه ر با مزن به ترانه های بیان کج...غزلدر لاف حلقه ر با مزن به ترانه های بیان کج←888غزل شماره ۸۸۸ - عمری ست سرشکی نزد از دیده تر موج...غزلعمری ست سرشکی نزد از دیده تر موج←889غزل شماره ۸۸۹ - عمری ست که در حسرت آن لعل گهر موج...غزلعمری ست که در حسرت آن لعل گهر موج←890غزل شماره ۸۹۰ - به عبرت آب شو ای غافل از خمیدن موج...غزلبه عبرت آب شو ای غافل از خمیدن موج←891غزل شماره ۸۹۱ - مباد چشمه شوق مرا فسردن موج...غزلمباد چشمه شوق مرا فسردن موج←892غزل شماره ۸۹۲ - از بس که خورده ام به خم زلف یار پیچ...غزلاز بس که خورده ام به خم زلف یار پیچ←893غزل شماره ۸۹۳ - جان هیچ وجسد هیچ ونفس هیچ وبقا هیچ...غزلجان هیچ وجسد هیچ ونفس هیچ وبقا هیچ←894غزل شماره ۸۹۴ - عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ...غزلعنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ←895غزل شماره ۸۹۵ - ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ...غزلماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ←896غزل شماره ۸۹۶ - انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح...غزلانجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح←897غزل شماره ۸۹۷ - بی پرده است جلوه ز طرف نقاب صبح...غزلبی پرده است جلوه ز طرف نقاب صبح←898غزل شماره ۸۹۸ - از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح...غزلاز کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح←899غزل شماره ۸۹۹ - بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح...غزلبازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح←900غزل شماره ۹۰۰ - نداشت دیده من بی تو تاب خنده صبح...غزلنداشت دیده من بی تو تاب خنده صبح←