بیدل دهلوی
غزلیات
بیدل دهلوی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91غزل شماره ۹۱ - مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را...غزلمکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را←92غزل شماره ۹۲ - به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را...غزلبه یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را←93غزل شماره ۹۳ - چه امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را...غزلچه امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را←94غزل شماره ۹۴ - جوش زخمم دادسر در صبح محشرتیغ را...غزلجوش زخمم دادسر در صبح محشرتیغ را←95غزل شماره ۹۵ - گر، دمی ، بوس کفت گردد میسر تیغ را...غزلگر، دمی ، بوس کفت گردد میسر تیغ را←96غزل شماره ۹۶ - سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را...غزلسادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را←97غزل شماره ۹۷ - عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را...غزلعشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را←98غزل شماره ۹۸ - گرکنم با این سر پرشور بالین سنگ را...غزلگرکنم با این سر پرشور بالین سنگ را←99غزل شماره ۹۹ - اگرحیرت به این رنگست دست وتیغ قاتل را...غزلاگرحیرت به این رنگست دست وتیغ قاتل را←100غزل شماره ۱۰۰ - به تردستی بزن ساقی غنیمت دار قلقل را...غزلبه تردستی بزن ساقی غنیمت دار قلقل را←101غزل شماره ۱۰۱ - به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را...غزلبه گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را←102غزل شماره ۱۰۲ - بهار اندیشه صدرنگ عشرت کرد بسمل را...غزلبهار اندیشه صدرنگ عشرت کرد بسمل را←103غزل شماره ۱۰۳ - بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را ...غزلبر طاق نه تبخیر جاه و جلال را←104غزل شماره ۱۰۴ - ای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را...غزلای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را←105غزل شماره ۱۰۵ - خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را...غزلخیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را←106غزل شماره ۱۰۶ - گریک نفس آیینه کنی نقش قدم را...غزلگریک نفس آیینه کنی نقش قدم را←107غزل شماره ۱۰۷ - نباشد بی عصا امداد طاقت پیکر خم را...غزلنباشد بی عصا امداد طاقت پیکر خم را←108غزل شماره ۱۰۸ - بوی وصلت گر ببالاند دل ناکام را...غزلبوی وصلت گر ببالاند دل ناکام را←109غزل شماره ۱۰۹ - در طلب تا چند ریزی آبروی کام را...غزلدر طلب تا چند ریزی آبروی کام را←110غزل شماره ۱۱۰ - کی بود سیری ز نازآن نرگس خودکام را...غزلکی بود سیری ز نازآن نرگس خودکام را←111غزل شماره ۱۱۱ - غم ، طر ب جوش کرده است مرا...غزلغم ، طر ب جوش کرده است مرا←112غزل شماره ۱۱۲ - شکوه جور تو نگشاید دهان زخم را...غزلشکوه جور تو نگشاید دهان زخم را←113غزل شماره ۱۱۳ - کیست کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا...غزلکیست کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا←114غزل شماره ۱۱۴ - زبن وجودی کز عدم شرمنده می گیرد مرا...غزلزبن وجودی کز عدم شرمنده می گیرد مرا←115غزل شماره ۱۱۵ - عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا...غزلعبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا←116غزل شماره ۱۱۶ - چو تخم اشک به کلفت سرشته اند مرا...غزلچو تخم اشک به کلفت سرشته اند مرا←117غزل شماره ۱۱۷ - کافرم گر مخمل و سنجاب می باید مرا...غزلکافرم گر مخمل و سنجاب می باید مرا←118غزل شماره ۱۱۸ - تبسم ریز لعلش گر نشان پرسد غبارم را...غزلتبسم ریز لعلش گر نشان پرسد غبارم را←119غزل شماره ۱۱۹ - به تازگی نکشد عافیت دماغ مرا...غزلبه تازگی نکشد عافیت دماغ مرا←120غزل شماره ۱۲۰ - بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا...غزلبس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا←