بیدل دهلوی
غزلیات
بیدل دهلوی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121غزل شماره ۱۲۱ - بی سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا...غزلبی سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا←122غزل شماره ۱۲۲ - قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا...غزلقاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا←123غزل شماره ۱۲۳ - بسکه چون گل پرده ها بر پرده شد سامان مرا ...غزلبسکه چون گل پرده ها بر پرده شد سامان مرا←124غزل شماره ۱۲۴ - رخصت نظاره ای گر می دهد جانان مرا...غزلرخصت نظاره ای گر می دهد جانان مرا←125غزل شماره ۱۲۵ - سوار برق عمرم ، نیست برگشتن عنانم را...غزلسوار برق عمرم ، نیست برگشتن عنانم را←126غزل شماره ۱۲۶ - گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را...غزلگدازگوهر دل باده ناب است شبنم را←127غزل شماره ۱۲۷ - وهم راحت صید الفت کرد مجنون مرا...غزلوهم راحت صید الفت کرد مجنون مرا←128غزل شماره ۱۲۸ - بسکه وحشت کرده است آزاد، مجنون مرا...غزلبسکه وحشت کرده است آزاد، مجنون مرا←129غزل شماره ۱۲۹ - دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا...غزلدام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا←130غزل شماره ۱۳۰ - داغ عشقم ، نیست الفت با تن آسانی مرا...غزلداغ عشقم ، نیست الفت با تن آسانی مرا←131غزل شماره ۱۳۱ - به عجزی که داری قوی کن میان را ...غزلبه عجزی که داری قوی کن میان را←132غزل شماره ۱۳۲ - حیف است کشد سعی دگر باده کشان را...غزلحیف است کشد سعی دگر باده کشان را←133غزل شماره ۱۳۳ - شدی پیر وهمان دربند غفلت می کنی جان را...غزلشدی پیر وهمان دربند غفلت می کنی جان را←134غزل شماره ۱۳۴ - عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را...غزلعبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را←135غزل شماره ۱۳۵ - هرچند گرانی بود اسباب جهان را...غزلهرچند گرانی بود اسباب جهان را←136غزل شماره ۱۳۶ - هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را...غزلهوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را←137غزل شماره ۱۳۷ - الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را...غزلالهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را←138غزل شماره ۱۳۸ - چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را...غزلچنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را←139غزل شماره ۱۳۹ - نظر برکجروان از راستان بیش است گردون را...غزلنظر برکجروان از راستان بیش است گردون را←140غزل شماره ۱۴۰ - نمی دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را...غزلنمی دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را←141غزل شماره ۱۴۱ - اگر اندیشه کند ط رز نگاه او را ...غزلاگر اندیشه کند ط رز نگاه او را←142غزل شماره ۱۴۲ - به گلشنی که دهم عرض شوخی او را ...غزلبه گلشنی که دهم عرض شوخی او را←143غزل شماره ۱۴۳ - سرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا...غزلسرمه سنگین نکند شوخی چشم اورا←144غزل شماره ۱۴۴ - مکن ز شانه پریشان دماغ گیسو را...غزلمکن ز شانه پریشان دماغ گیسو را←145غزل شماره ۱۴۵ - کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را...غزلکیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را←146غزل شماره ۱۴۶ - حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا...غزلحسن شرم آیینه داند روی تابان ترا←147غزل شماره ۱۴۷ - کرده ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا...غزلکرده ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا←148غزل شماره ۱۴۸ - به حیرت آینه پرداختند روی تو را...غزلبه حیرت آینه پرداختند روی تو را←149غزل شماره ۱۴۹ - گداز سعی دلیل است جستجوی تو را...غزلگداز سعی دلیل است جستجوی تو را←150غزل شماره ۱۵۰ - مغتنم گیرید دامان دل آگاه را...غزلمغتنم گیرید دامان دل آگاه را←