قاآنی
قصاید
قاآنی / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
301قصیده شماره ۳۰۱ - وله فی المدیحهقصیدهعیدست و آن ابرو کمان دلدادگان را درکمین←302قصیده شماره ۳۰۲ - د ر مدح محمد شاه غازی انارالله برهانه گویدقصیدهماه دو هفت سال من آن یار نازنین←303قصیده شماره ۳۰۳ - د ر مطایبه گویدقصیدهماه من دارد ز سیم ساده یک خرمن سرین←304قصیده شماره ۳۰۴ - د ر مدح هلاکو خان بن شجاع السلطنه مرحوم فرمایدقصیدهآن خال سیه از بر آن نرگس جادو←305قصیده شماره ۳۰۵ - در مدح پادشاه خلد آشیان محمدشاه مغفور طاب الله ثراه فرمایدقصیدهالحمدکه آمد ز سفر موکب خسرو←306قصیده شماره ۳۰۶ - در مدح نجفقلی میرزای وا لی پسر حسینعلی میرزای فرمانفرما فرمایدقصیدهای ترک من ای مهر سپهرت شده هندو←307قصیده شماره ۳۰۷ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزای فرمانفرما فرمایدقصیدهدوش چو بنهفت نوعروس ختن رو←308قصیده شماره ۳۰۸ - د ر مدح شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه خلد لله ملکه و اقباله گویدقصیدهباز سرسبز شد زمین ز گیاه←309قصیده شماره ۳۰۹ - د ر ستایش پادشاه رضوا ن جایگاه مغفور محمدشاه مبرور طاب ثراه فرمایدقصیدهدو چشم باز و دوگوشم فراز مانده به راه←310قصیده شماره ۳۱۰ - د ر مدح شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب ثراه گویدقصیدهروز آدینه شدم بر در خلوتگه شاه←311قصیده شماره ۳۱۱ - در مدح صدراعظمقصیدهدوش چون گشت جهان از سپه زنگ سیاه←312قصیده شماره ۳۱۲ - د ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غا زی طاب ا لله ثراه گویدقصیدهشد عید و مه روزه سفرکرد به اکراه←313قصیده شماره ۳۱۳ - د ر ستایش جناب اشرف امجد صدراعظم دام ظله و جناب جلالت مآب نظام ا لملک دام شوکته گویدقصیدهصدراعظم آفتابست و نظام الملک ماه←314قصیده شماره ۳۱۴ - در ستایش وزیر بی نظیر میرزا ابواقاسم قائم مقام فرمایدقصیدهمگوگناه بود بر رخ نگار نگاه←315قصیده شماره ۳۱۵ - ایضا د ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه قاضی طاب ثراهقصیدهشاها ز ساغر لب ساقی شراب خواه←316قصیده شماره ۳۱۶ - در مدح معتمدالدوله منوچهرخان گویدقصیدهماه من در جمع تا چون شمع چهر افروخته←317قصیده شماره ۳۱۷ - در مدح شاهزاده ی مبرور شجاع السلطنه مغفور حسنعلی میرزا فرمایدقصیدهعبدس و ساقی در قدح ، صهبا ز مینا ریخته←318قصیده شماره ۳۱۸ - و له فی المدیحهقصیدهعیدست و جام زرنشان از می گران بار آمده←319قصیده شماره ۳۱۹ - مطلع ثانیقصیدهجشنی ز نوروز عجم کاراستش جمشید جم←320قصیده شماره ۳۲۰ - در ستایش پادشاه علیین جایگاه محمدشاه غازیقصیدهای برده غمت تاب ز دل خواب ز دیده←321قصیده شماره ۳۲۱ - د ر مدح شاهزاد ه حسنعلی میرزای شجاع ا لسلطنه فرمایدقصیدهبناز ای طوس بر راز و ببال ای خاوران بر ری←322قصیده شماره ۳۲۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه گویدقصیدهسرو سیمین مرا از چوب خونین گشت پای←323قصیده شماره ۳۲۳ - در مدح شاهزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرمایدقصیدهای دفتر گل از ورق حسن تو بابی←324قصیده شماره ۳۲۴ - در نسبت ممکن و واجب و هژبر سالب علی بن ابی طالب علیه السلام گویدقصیدهحمد بیحد را سزد ذاتی که بی همتاستی←325قصیده شماره ۳۲۵ - در توصیف زلف و تخلص بنام نامی مظهرالعجایب غالب کل غالب علی بن ابی طالب علیه السلام گویدقصیدهتو ای نیلوفر بویا که خورشیدت دلیلستی←326قصیده شماره ۳۲۶ - له من کلا مهقصیدهنهانی از نظر ای بی نظیر از بس عیانستی←327قصیده شماره ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهر خان فرمایدقصیدهماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتی←328قصیده شماره ۳۲۸ - و له من کلا مهقصیدهتبارک ای نگار خلخی ای ماه نوشادی←329قصیده شماره ۳۲۹ - و له فی المدیحهقصیدهگشودی زلف قیرآگین جهان را قیروان کردی←330قصیده شماره ۳۳۰ - و له فی المدیحهقصیدهآوخا کز کین چرخ چنبری←