عرفی
غزلها
عرفی شیرازی / غزلها
فهرست متن
اشعار و آثار
301غزل شماره ۳۰۱ - بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد...غزلبسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد←302غزل شماره ۳۰۲ - دل مراد به گرد حصول می گردد...غزلدل مراد به گرد حصول می گردد←303غزل شماره ۳۰۳ - دل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد...غزلدل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد←304غزل شماره ۳۰۴ - اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد...غزلاگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد←305غزل شماره ۳۰۵ - ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند...غزلترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند←306غزل شماره ۳۰۶ - باز شاهین امیدم اوج پروازی کند...غزلباز شاهین امیدم اوج پروازی کند←307غزل شماره ۳۰۷ - چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید...غزلچو مرغ سدره که در آشیان بیاساید←308غزل شماره ۳۰۸ - آواره دلی کو روش خیر نداند...غزلآواره دلی کو روش خیر نداند←309غزل شماره ۳۰۹ - به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند...غزلبه حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند←310غزل شماره ۳۱۰ - عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد...غزلعیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد←311غزل شماره ۳۱۱ - آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند...غزلآنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند←312غزل شماره ۳۱۲ - آن طره چون علم به سر دوش می زند...غزلآن طره چون علم به سر دوش می زند←313غزل شماره ۳۱۳ - در ره سودای او، فرزانه در خون می رود...غزلدر ره سودای او، فرزانه در خون می رود←314غزل شماره ۳۱۴ - به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد...غزلبه جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد←315غزل شماره ۳۱۵ - کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند...غزلکسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند←316غزل شماره ۳۱۶ - لب حرف شفا گفت، دل سوخته تب کرد...غزللب حرف شفا گفت، دل سوخته تب کرد←317غزل شماره ۳۱۷ - مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود...غزلمست عشق تو که میدان طلب از شیر شود←318غزل شماره ۳۱۸ - غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید...غزلغم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید←319غزل شماره ۳۱۹ - دگر دلم ز می تازه مست می گردد...غزلدگر دلم ز می تازه مست می گردد←320غزل شماره ۳۲۰ - یاران به روز حادثه برق جهان شوند...غزلیاران به روز حادثه برق جهان شوند←321غزل شماره ۳۲۱ - هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد...غزلهرکس به روز نیک مرا غمگسار شد←322غزل شماره ۳۲۲ - کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد...غزلکو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد←323غزل شماره ۳۲۳ - به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید...غزلبه داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید←324غزل شماره ۳۲۴ - ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند...غزلز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند←325غزل شماره ۳۲۵ - کسی میوه غم ز باغم نخورد...غزلکسی میوه غم ز باغم نخورد←326غزل شماره ۳۲۶ - کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد...غزلکنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد←327غزل شماره ۳۲۷ - تا چند به زنجیر خرد بند توان بود...غزلتا چند به زنجیر خرد بند توان بود←328غزل شماره ۳۲۸ - چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد...غزلچون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد←329غزل شماره ۳۲۹ - در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند...غزلدر ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند←330غزل شماره ۳۳۰ - به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند...غزلبه جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند←