عرفی
غزلها
عرفی شیرازی / غزلها
فهرست متن
اشعار و آثار
361غزل شماره ۳۶۱ - آنان که وصف تو تقریر می کنند...غزلآنان که وصف تو تقریر می کنند←362غزل شماره ۳۶۲ - بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند...غزلبیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند←363غزل شماره ۳۶۳ - مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ...غزلمجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ←364غزل شماره ۳۶۴ - گر مرد وفایی ره بازار الم گیر...غزلگر مرد وفایی ره بازار الم گیر←365غزل شماره ۳۶۵ - شراب یاس به جام و سبوی ما بگذار...غزلشراب یاس به جام و سبوی ما بگذار←366غزل شماره ۳۶۶ - چگونه سوز غم او دهم به سوز دگر...غزلچگونه سوز غم او دهم به سوز دگر←367غزل شماره ۳۶۷ - جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر...غزلجان غمگین مفروش و دل خشنود مخر←368غزل شماره ۳۶۸ - باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر...غزلباد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر←369غزل شماره ۳۶۹ - به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر...غزلبه لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر←370غزل شماره ۳۷۰ - برو ای غم خبری از دل آواره بیار...غزلبرو ای غم خبری از دل آواره بیار←371غزل شماره ۳۷۱ - همین معامله ما را بس است با زنار...غزلهمین معامله ما را بس است با زنار←372غزل شماره ۳۷۲ - العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز...غزلالعطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز←373غزل شماره ۳۷۳ - جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز...غزلجان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز←374غزل شماره ۳۷۴ - ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز...غزلای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز←375غزل شماره ۳۷۵ - مده تسلی ام از صلح بیم دار هنوز...غزلمده تسلی ام از صلح بیم دار هنوز←376غزل شماره ۳۷۶ - مردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز...غزلمردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز←377غزل شماره ۳۷۷ - داغ داغم کرد یاس و طالب کامم هنوز...غزلداغ داغم کرد یاس و طالب کامم هنوز←378غزل شماره ۳۷۸ - دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز...غزلدیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز←379غزل شماره ۳۷۹ - حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز...غزلحاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز←380غزل شماره ۳۸۰ - نگویمت بنشین در قدح شراب انداز...غزلنگویمت بنشین در قدح شراب انداز←381غزل شماره ۳۸۱ - بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس...غزلبزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس←382غزل شماره ۳۸۲ - کونین مست و باده نابی ندیده کس...غزلکونین مست و باده نابی ندیده کس←383غزل شماره ۳۸۳ - چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش...غزلچون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش←384غزل شماره ۳۸۴ - گفتم نکنم ز کین فراموش...غزلگفتم نکنم ز کین فراموش←385غزل شماره ۳۸۵ - امشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش...غزلامشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش←386غزل شماره ۳۸۶ - کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش...غزلکی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش←387غزل شماره ۳۸۷ - به گوش صبر دلا ناله شبانه مکش...غزلبه گوش صبر دلا ناله شبانه مکش←388غزل شماره ۳۸۸ - آن گه که تو باشی در مردن نگرانش...غزلآن گه که تو باشی در مردن نگرانش←389غزل شماره ۳۸۹ - منم که می کنم از درد بی کرانه خویش...غزلمنم که می کنم از درد بی کرانه خویش←390غزل شماره ۳۹۰ - کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش...غزلکجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش←