هلالی جغتایی
غزلیات
هلالی جغتایی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
151غزل شماره ۱۵۱ - لعل جان بخشت که یاد از آب حیوان می دهد...غزللعل جان بخشت که یاد از آب حیوان می دهد←152غزل شماره ۱۵۲ - هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد...غزلهر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد←153غزل شماره ۱۵۳ - ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید...غزلماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید←154غزل شماره ۱۵۴ - جز بندگیم کاری از دست نمی آید...غزلجز بندگیم کاری از دست نمی آید←155غزل شماره ۱۵۵ - زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید...غزلزان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید←156غزل شماره ۱۵۶ - اگر نه از گل نورسته بوی یار آید...غزلاگر نه از گل نورسته بوی یار آید←157غزل شماره ۱۵۷ - چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟...غزلچه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟←158غزل شماره ۱۵۸ - اگر چون تو سروی ز جایی برآید...غزلاگر چون تو سروی ز جایی برآید←159غزل شماره ۱۵۹ - دلا گر عاشقی بنشین که جانانت برون آید...غزلدلا گر عاشقی بنشین که جانانت برون آید←160غزل شماره ۱۶۰ - غمی کز درد عشقت بر دل ناشاد می آید...غزلغمی کز درد عشقت بر دل ناشاد می آید←161غزل شماره ۱۶۱ - دم آخر که مررا عمر به سر می آید...غزلدم آخر که مررا عمر به سر می آید←162غزل شماره ۱۶۲ - مه من با رقیبان جفااندیش می آید...غزلمه من با رقیبان جفااندیش می آید←163غزل شماره ۱۶۳ - مرا چون دیگران، یاد گل و گلشن نمی آید...غزلمرا چون دیگران، یاد گل و گلشن نمی آید←164غزل شماره ۱۶۴ - هر دم از چشم تو دل را نظری می باید...غزلهر دم از چشم تو دل را نظری می باید←165غزل شماره ۱۶۵ - آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید...غزلآخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید←166غزل شماره ۱۶۶ - ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید...غزلای کسانی که به خاک قدمش جا دارید←167غزل شماره ۱۶۷ - آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید...غزلآن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید←168غزل شماره ۱۶۸ - دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید...غزلدل به درد آمد و این درد به درمان نرسید←169غزل شماره ۱۶۹ - بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید...غزلبهر درد دل ما از تو دوایی نرسید←170غزل شماره ۱۷۰ - گر دلم زین گونه آه دم به دم خواهد کشید...غزلگر دلم زین گونه آه دم به دم خواهد کشید←171غزل شماره ۱۷۱ - وه که سودای تو آهر سر به شیدایی کشید...غزلوه که سودای تو آهر سر به شیدایی کشید←172غزل شماره ۱۷۲ - من نمی خواهم که در کویش مرا بسمل کنید...غزلمن نمی خواهم که در کویش مرا بسمل کنید←173غزل شماره ۱۷۳ - دوستان امشب دوای درد محزونم کنید...غزلدوستان امشب دوای درد محزونم کنید←174غزل شماره ۱۷۴ - می نویسم سخنم از آتش دل بر کاغذ...غزلمی نویسم سخنم از آتش دل بر کاغذ←175غزل شماره ۱۷۵ - غم نیست که ز داغ تو می سوزدم جگر...غزلغم نیست که ز داغ تو می سوزدم جگر←176غزل شماره ۱۷۶ - وه! چه شورانگیزی ای شیرین پسر؟...غزلوه! چه شورانگیزی ای شیرین پسر؟←177غزل شماره ۱۷۷ - جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار...غزلجان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار←178غزل شماره ۱۷۸ - ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب تر...غزلای به خوبی از همه خوبان عالم خوب تر←179غزل شماره ۱۷۹ - ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر...غزلای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر←180غزل شماره ۱۸۰ - تا ز خط عنبرین، حسن تو شد بیش تر...غزلتا ز خط عنبرین، حسن تو شد بیش تر←