هلالی جغتایی
غزلیات
هلالی جغتایی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
181غزل شماره ۱۸۱ - جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر...غزلجامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر←182غزل شماره ۱۸۲ - هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر...غزلهر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر←183غزل شماره ۱۸۳ - وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر...غزلوه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر←184غزل شماره ۱۸۴ - حاش لله! کز رخت چشم افکنم سوی دگر...غزلحاش لله! کز رخت چشم افکنم سوی دگر←185غزل شماره ۱۸۵ - با رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز...غزلبا رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز←186غزل شماره ۱۸۶ - برو ای نرگس رعنا، تو به این چشم مناز...غزلبرو ای نرگس رعنا، تو به این چشم مناز←187غزل شماره ۱۸۷ - قد تو عمر درازیت و سرو گلشن ناز...غزلقد تو عمر درازیت و سرو گلشن ناز←188غزل شماره ۱۸۸ - یار من، وه! که مرا بار نداد هرگز...غزلیار من، وه! که مرا بار نداد هرگز←189غزل شماره ۱۸۹ - از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟...غزلاز آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟←190غزل شماره ۱۹۰ - برخیز طبیبا که دل آزرده ام امروز...غزلبرخیز طبیبا که دل آزرده ام امروز←191غزل شماره ۱۹۱ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز...غزلعمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز←192غزل شماره ۱۹۲ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس...غزلعید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس←193غزل شماره ۱۹۳ - کار من از جمله عالم همین عشقست و بس...غزلکار من از جمله عالم همین عشقست و بس←194غزل شماره ۱۹۴ - کام از آن لب مشکل و ما را غم کام ست و بس...غزلکام از آن لب مشکل و ما را غم کام ست و بس←195غزل شماره ۱۹۵ - یار من با دگران یار شد افسوس افسوس!...غزلیار من با دگران یار شد افسوس افسوس!←196غزل شماره ۱۹۶ - زاهد به کنج صومعه می نوش و مست باش...غزلزاهد به کنج صومعه می نوش و مست باش←197غزل شماره ۱۹۷ - دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش...غزلدردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش←198غزل شماره ۱۹۸ - آه از آن شوخ که تا سر نشود خاک درش...غزلآه از آن شوخ که تا سر نشود خاک درش←199غزل شماره ۱۹۹ - آه از آن ماه مسافر که نیامد خبرش...غزلآه از آن ماه مسافر که نیامد خبرش←200غزل شماره ۲۰۰ - آن که از آب حیات آزرده می گردد تنش...غزلآن که از آب حیات آزرده می گردد تنش←201غزل شماره ۲۰۱ - زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش...غزلزبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش←202غزل شماره ۲۰۲ - گر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش...غزلگر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش←203غزل شماره ۲۰۳ - روزی که بر لب آید جانم در آرزویش...غزلروزی که بر لب آید جانم در آرزویش←204غزل شماره ۲۰۴ - کار من فریاد و افغان ست دور از یار خویش...غزلکار من فریاد و افغان ست دور از یار خویش←205غزل شماره ۲۰۵ - ای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش...غزلای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش←206غزل شماره ۲۰۶ - ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش...غزلای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش←207غزل شماره ۲۰۷ - مردم و خود را ز غم های جهان کردم خلاص...غزلمردم و خود را ز غم های جهان کردم خلاص←208غزل شماره ۲۰۸ - وای! که جانم نشد از غم هجران خلاص...غزلوای! که جانم نشد از غم هجران خلاص←209غزل شماره ۲۰۹ - عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض...غزلعاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض←210غزل شماره ۲۱۰ - گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط...غزلگر من ز شوق خویش نویسم به یار خط←