شاه نعمت الله ولی
رباعیات
شاه نعمت الله ولی / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
241رباعی شماره ۲۴۱ - گر صوفی صفه صفا را بینم...رباعیگر صوفی صفه صفا را بینم←242رباعی شماره ۲۴۲ - در ذات همه جلال او می بینم...رباعیدر ذات همه جلال او می بینم←243رباعی شماره ۲۴۳ - این درد همیشه من دوا می بینم...رباعیاین درد همیشه من دوا می بینم←244رباعی شماره ۲۴۴ - زان باده نخورده ام که هشیار شوم...رباعیزان باده نخورده ام که هشیار شوم←245رباعی شماره ۲۴۵ - ملک و ملکوت و جسم و جانند به هم...رباعیملک و ملکوت و جسم و جانند به هم←246رباعی شماره ۲۴۶ - پای چپ و راست دردمندند به هم...رباعیپای چپ و راست دردمندند به هم←247رباعی شماره ۲۴۷ - این اسم غنی و اول و آخر هم...رباعیاین اسم غنی و اول و آخر هم←248رباعی شماره ۲۴۸ - سمع و بصر و لسان و دست و پایم...رباعیسمع و بصر و لسان و دست و پایم←249رباعی شماره ۲۴۹ - تا آتش عشق او برافروخته ایم...رباعیتا آتش عشق او برافروخته ایم←250رباعی شماره ۲۵۰ - از دردی درد ما دوا یافته ایم...رباعیاز دردی درد ما دوا یافته ایم←251رباعی شماره ۲۵۱ - در دور قمر چو ماه پیدا شده ایم...رباعیدر دور قمر چو ماه پیدا شده ایم←252رباعی شماره ۲۵۲ - گر چه زخمی رسیده است بر پایم...رباعیگر چه زخمی رسیده است بر پایم←253رباعی شماره ۲۵۳ - در کوی مغان مست و خراب افتادیم...رباعیدر کوی مغان مست و خراب افتادیم←254رباعی شماره ۲۵۴ - در کوی خرابات خراب افتادیم...رباعیدر کوی خرابات خراب افتادیم←255رباعی شماره ۲۵۵ - ماننده گرد ، گرد ماوا گردیم...رباعیماننده گرد ، گرد ماوا گردیم←256رباعی شماره ۲۵۶ - در کتم عدم سریر شاهی داریم...رباعیدر کتم عدم سریر شاهی داریم←257رباعی شماره ۲۵۷ - یک جو غم ایام نداریم خوشیم...رباعییک جو غم ایام نداریم خوشیم←258رباعی شماره ۲۵۸ - توحید به توحید نکو می دانیم...رباعیتوحید به توحید نکو می دانیم←259رباعی شماره ۲۵۹ - عمری است که زنده به حیات اویم...رباعیعمری است که زنده به حیات اویم←260رباعی شماره ۲۶۰ - از لوح وجود بخوان تو حافظ قرآن...رباعیاز لوح وجود بخوان تو حافظ قرآن←261رباعی شماره ۲۶۱ - مائیم ز خود وجود پرداختگان...رباعیمائیم ز خود وجود پرداختگان←262رباعی شماره ۲۶۲ - ای خواجه به جامه کسان ناز مکن...رباعیای خواجه به جامه کسان ناز مکن←263رباعی شماره ۲۶۳ - در هر نفسی کسب کمالی می کن...رباعیدر هر نفسی کسب کمالی می کن←264رباعی شماره ۲۶۴ - گفتم شاهم گفت که از دولت من...رباعیگفتم شاهم گفت که از دولت من←265رباعی شماره ۲۶۵ - دل مغز حقیقت است تن پوست ببین...رباعیدل مغز حقیقت است تن پوست ببین←266رباعی شماره ۲۶۶ - در سایه او تو آفتابش می بین...رباعیدر سایه او تو آفتابش می بین←267رباعی شماره ۲۶۷ - جانا لب زیرین تو به یا زبرین...رباعیجانا لب زیرین تو به یا زبرین←268رباعی شماره ۲۶۸ - آن شاه که او قسیم نار است و جنان...رباعیآن شاه که او قسیم نار است و جنان←269رباعی شماره ۲۶۹ - بواب از آن نشانده اند بر در او...رباعیبواب از آن نشانده اند بر در او←270رباعی شماره ۲۷۰ - وقتی که نباشد این خیال من و تو...رباعیوقتی که نباشد این خیال من و تو←