عرفی
رباعیها
عرفی شیرازی / رباعیها
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - تا عمر مرا فلک به غم پیموده است...رباعیتا عمر مرا فلک به غم پیموده است←32رباعی شماره ۳۲ - عشق آمد و گوید رسولم نام است...رباعیعشق آمد و گوید رسولم نام است←33رباعی شماره ۳۳ - راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت...رباعیراهم ندهد سوی حرم زاهد زشت←34رباعی شماره ۳۴ - مسجود ملایک دو تن از آب و گل است...رباعیمسجود ملایک دو تن از آب و گل است←35رباعی شماره ۳۵ - معموری عقل فضله ویرانی ست...رباعیمعموری عقل فضله ویرانی ست←36رباعی شماره ۳۶ - در عهد من آن که لاف سنج سخن است...رباعیدر عهد من آن که لاف سنج سخن است←37رباعی شماره ۳۷ - عرفی دل من که منت جان من است...رباعیعرفی دل من که منت جان من است←38رباعی شماره ۳۸ - دردا که دگر سخن ز فرزانگی است...رباعیدردا که دگر سخن ز فرزانگی است←39رباعی شماره ۳۹ - دی محتسب آمد به غم، تند نشست...رباعیدی محتسب آمد به غم، تند نشست←40رباعی شماره ۴۰ - شیراز که دریای معانی گذر است...رباعیشیراز که دریای معانی گذر است←41رباعی شماره ۴۱ - صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست...رباعیصد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست←42رباعی شماره ۴۲ - این لاله که با داغ الست آمده است...رباعیاین لاله که با داغ الست آمده است←43رباعی شماره ۴۳ - در باغم و دل شکارگاه شیراست...رباعیدر باغم و دل شکارگاه شیراست←44رباعی شماره ۴۴ - یاران دگر انگشت نما خواهم گشت...رباعییاران دگر انگشت نما خواهم گشت←45رباعی شماره ۴۵ - در دیده تو روشنی شرم به است...رباعیدر دیده تو روشنی شرم به است←46رباعی شماره ۴۶ - عرفی شب عید و باده عیش افروز است...رباعیعرفی شب عید و باده عیش افروز است←47رباعی شماره ۴۷ - روزی که قضا به مزرعه قسمت کشت...رباعیروزی که قضا به مزرعه قسمت کشت←48رباعی شماره ۴۸ - عرفی دل ما تا به در عشق گریخت...رباعیعرفی دل ما تا به در عشق گریخت←49رباعی شماره ۴۹ - عرفی علم هجر تو افراشننی است...رباعیعرفی علم هجر تو افراشننی است←50رباعی شماره ۵۰ - عرفی من و دل نه خوب دانیم و نه زشت...رباعیعرفی من و دل نه خوب دانیم و نه زشت←51رباعی شماره ۵۱ - ای عشق که مدح تو همین عشق بس است ...رباعیای عشق که مدح تو همین عشق بس است←52رباعی شماره ۵۲ - عرفی گله سر مکن که جای گله نیست...رباعیعرفی گله سر مکن که جای گله نیست←53رباعی شماره ۵۳ - از وصل نهان ما که غماز نیافت...رباعیاز وصل نهان ما که غماز نیافت←54رباعی شماره ۵۴ - هر کس که سرش نه در گریبان فناست...رباعیهر کس که سرش نه در گریبان فناست←55رباعی شماره ۵۵ - عرفی منم آن که دوزخم بت شکن است...رباعیعرفی منم آن که دوزخم بت شکن است←56رباعی شماره ۵۶ - عرفی منم آن که کوششم بی اثر است...رباعیعرفی منم آن که کوششم بی اثر است←57رباعی شماره ۵۷ - دستی دارم که در گریبان غم است...رباعیدستی دارم که در گریبان غم است←58رباعی شماره ۵۸ - از گریه گرم دیده آتشناک است...رباعیاز گریه گرم دیده آتشناک است←59رباعی شماره ۵۹ - ای آن که برت سفال و یاقوت یکی است...رباعیای آن که برت سفال و یاقوت یکی است←60رباعی شماره ۶۰ - ای شوق لبت ز صبر من برده ثبات...رباعیای شوق لبت ز صبر من برده ثبات←