باباافضل کاشانی
رباعیات
باباافضل کاشانی / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91رباعی شماره ۹۱ - یا رب ز کرم بر من دل ریش نگر...رباعییا رب ز کرم بر من دل ریش نگر←92رباعی شماره ۹۲ - ای از تو فتاده عالمی در شر و شور...رباعیای از تو فتاده عالمی در شر و شور←93رباعی شماره ۹۳ - زنهار در آن کوش که در زیر سپهر...رباعیزنهار در آن کوش که در زیر سپهر←94رباعی شماره ۹۴ - عمر از پی افزون زر کاسته گیر...رباعیعمر از پی افزون زر کاسته گیر←95رباعی شماره ۹۵ - دانی که چرا زنند این طبلک باز؟...رباعیدانی که چرا زنند این طبلک باز؟←96رباعی شماره ۹۶ - در هستی کون خویش، مردم ز آغاز...رباعیدر هستی کون خویش، مردم ز آغاز←97رباعی شماره ۹۷ - تاریک شد از هجر دل افروزم، روز...رباعیتاریک شد از هجر دل افروزم، روز←98رباعی شماره ۹۸ - ای خواجه تو خود چه دیده ای؟ باش هنوز...رباعیای خواجه تو خود چه دیده ای؟ باش هنوز←99رباعی شماره ۹۹ - تا کی باشی ز عافیت در پرهیز...رباعیتا کی باشی ز عافیت در پرهیز←100رباعی شماره ۱۰۰ - بیرون ز چهار عنصر و پنج حواس...رباعیبیرون ز چهار عنصر و پنج حواس←101رباعی شماره ۱۰۱ - تا چند روی از پی تقلید و قیاس...رباعیتا چند روی از پی تقلید و قیاس←102رباعی شماره ۱۰۲ - در خرقه چه پیچی، ار نه ای شاه شناس...رباعیدر خرقه چه پیچی، ار نه ای شاه شناس←103رباعی شماره ۱۰۳ - ز افسانه گری ای دل دانش نشناس...رباعیز افسانه گری ای دل دانش نشناس←104رباعی شماره ۱۰۴ - هان ای دل بد زهره ز شمشیر مترس...رباعیهان ای دل بد زهره ز شمشیر مترس←105رباعی شماره ۱۰۵ - بالا مطلب ز هیچ کس بیش مباش...رباعیبالا مطلب ز هیچ کس بیش مباش←106رباعی شماره ۱۰۶ - واپس منگر دمی و در پیش مباش...رباعیواپس منگر دمی و در پیش مباش←107رباعی شماره ۱۰۷ - ای دل چو طربناک نه ای، شادان باش...رباعیای دل چو طربناک نه ای، شادان باش←108رباعی شماره ۱۰۸ - کو دل که بداند نفسی اسرارش ...رباعیکو دل که بداند نفسی اسرارش←109رباعی شماره ۱۰۹ - غم چند خوری ز کار نا آمده پیش...رباعیغم چند خوری ز کار نا آمده پیش←110رباعی شماره ۱۱۰ - زین تابش آفتاب و تاریکی میغ...رباعیزین تابش آفتاب و تاریکی میغ←111رباعی شماره ۱۱۱ - جان می بردم به سوی آن عالم پاک...رباعیجان می بردم به سوی آن عالم پاک←112رباعی شماره ۱۱۲ - گر فضل کنی ندارم از عالم باک...رباعیگر فضل کنی ندارم از عالم باک←113رباعی شماره ۱۱۳ - روزی که برند این تن پر آز را به خاک...رباعیروزی که برند این تن پر آز را به خاک←114رباعی شماره ۱۱۴ - ای از تو همیشه کار پندار به برگ...رباعیای از تو همیشه کار پندار به برگ←115رباعی شماره ۱۱۵ - ای عمر عزیز داده بر باد از جهل...رباعیای عمر عزیز داده بر باد از جهل←116رباعی شماره ۱۱۶ - دری که من از میان جان یافته ام...رباعیدری که من از میان جان یافته ام←117رباعی شماره ۱۱۷ - معشوقه عیان بود، نمی دانستم...رباعیمعشوقه عیان بود، نمی دانستم←118رباعی شماره ۱۱۸ - از نه پدر و چهار مادر زادم...رباعیاز نه پدر و چهار مادر زادم←119رباعی شماره ۱۱۹ - من مهر تو در میان جان ننهادم...رباعیمن مهر تو در میان جان ننهادم←120رباعی شماره ۱۲۰ - در جستن جام جم جهان پیمودم...رباعیدر جستن جام جم جهان پیمودم←