سنایی
غزلیات
سنایی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61غزل شماره ۶۱ - معشوقه از آن ظریفتر نیست...غزلمعشوقه از آن ظریفتر نیست←62غزل شماره ۶۲ - جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست...غزلجام می پر کن که بی جام میم انجام نیست←63غزل شماره ۶۳ - جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست...غزلجانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست←64غزل شماره ۶۴ - عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست...غزلعشق رخ تو بابت هر مختصری نیست←65غزل شماره ۶۵ - کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت...غزلکار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت←66غزل شماره ۶۶ - سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت...غزلسرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت←67غزل شماره ۶۷ - زینهاد این یادگار از دست رفت...غزلزینهاد این یادگار از دست رفت←68غزل شماره ۶۸ - عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت...غزلعشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت←69غزل شماره ۶۹ - هر آن روزی که باشم در خرابات...غزلهر آن روزی که باشم در خرابات←70غزل شماره ۷۰ - تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات...غزلتا سوی خرابات شد آن شاه خرابات←71غزل شماره ۷۱ - چه خواهی کرد قرایی و طامات...غزلچه خواهی کرد قرایی و طامات←72غزل شماره ۷۲ - نخواهم من طریق و راه طامات...غزلنخواهم من طریق و راه طامات←73غزل شماره ۷۳ - گل به باغ آمده تقصیر چراست...غزلگل به باغ آمده تقصیر چراست←74غزل شماره ۷۴ - ای مستان خیزید که هنگام صبوحست...غزلای مستان خیزید که هنگام صبوحست←75غزل شماره ۷۵ - رازی ز ازل در دل عشاق نهانست...غزلرازی ز ازل در دل عشاق نهانست←76غزل شماره ۷۶ - راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست...غزلراه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست←77غزل شماره ۷۷ - دوش رفتم به سر کوی به نظاره دوست...غزلدوش رفتم به سر کوی به نظاره دوست←78غزل شماره ۷۸ - اندر دل من عشق تو نور یقینست...غزلاندر دل من عشق تو نور یقینست←79غزل شماره ۷۹ - شور در شهر فگند آن بت زنارپرست...غزلشور در شهر فگند آن بت زنارپرست←80غزل شماره ۸۰ - در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست...غزلدر کوی ما که مسکن خوبان سعتریست←81غزل شماره ۸۱ - ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست...غزلای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست←82غزل شماره ۸۲ - هر که در راه عشق صادق نیست...غزلهر که در راه عشق صادق نیست←83غزل شماره ۸۳ - ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست...غزلساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست←84غزل شماره ۸۴ - در دل آن را که روشنایی نیست...غزلدر دل آن را که روشنایی نیست←85غزل شماره ۸۵ - دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت...غزلدان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت←86غزل شماره ۸۶ - نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد...غزلنگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد←87غزل شماره ۸۷ - معشوق به سامان شد تا باد چنین باد...غزلمعشوق به سامان شد تا باد چنین باد←88غزل شماره ۸۸ - دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد...غزلدوش یارم به بر خویش مرا بار نداد←89غزل شماره ۸۹ - روزی دل من مرا نشان داد...غزلروزی دل من مرا نشان داد←90غزل شماره ۹۰ - تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد...غزلتا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد←