کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سنایی

غزلیات

سنایی / دیوان اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

435 مورد
121غزل شماره ۱۲۱ - دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد...غزلدل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد122غزل شماره ۱۲۲ - ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد...غزلما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد123غزل شماره ۱۲۳ - بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند...غزلبر مه از عنبر معشوق من چنبر کند124غزل شماره ۱۲۴ - گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند...غزلگر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند125غزل شماره ۱۲۵ - وصال حالت اگر عاشقی حلال کند...غزلوصال حالت اگر عاشقی حلال کند126غزل شماره ۱۲۶ - مردمان دوستی چنین نکنند...غزلمردمان دوستی چنین نکنند127غزل شماره ۱۲۷ - گر سال عمر من به سر آید روا بود...غزلگر سال عمر من به سر آید روا بود128غزل شماره ۱۲۸ - آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود...غزلآفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود129غزل شماره ۱۲۹ - چون دو زلفین تو کمند بود...غزلچون دو زلفین تو کمند بود130غزل شماره ۱۳۰ - عاشق و یار یار باید بود...غزلعاشق و یار یار باید بود131غزل شماره ۱۳۱ - هزار سال به امید تو توانم بود...غزلهزار سال به امید تو توانم بود132غزل شماره ۱۳۲ - روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود...غزلروی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود133غزل شماره ۱۳۳ - از هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود...غزلاز هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود134غزل شماره ۱۳۴ - نور تا کیست که آن پرده روی تو بود...غزلنور تا کیست که آن پرده روی تو بود135غزل شماره ۱۳۵ - با او دلم به مهر و مودت یگانه بود...غزلبا او دلم به مهر و مودت یگانه بود136غزل شماره ۱۳۶ - هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود...غزلهر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود137غزل شماره ۱۳۷ - هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود...غزلهر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود138غزل شماره ۱۳۸ - ای یار بی تکلف ما را نبید باید...غزلای یار بی تکلف ما را نبید باید139غزل شماره ۱۳۹ - ترا باری چو من گر یار باید...غزلترا باری چو من گر یار باید140غزل شماره ۱۴۰ - تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید...غزلتا رقم عاشقی در دلم آمد پدید141غزل شماره ۱۴۱ - لشکر شب رفت و صبح اندر رسید...غزللشکر شب رفت و صبح اندر رسید142غزل شماره ۱۴۲ - اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد...غزلاقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد143غزل شماره ۱۴۳ - معشوق مرا ره قلندر زد...غزلمعشوق مرا ره قلندر زد144غزل شماره ۱۴۴ - روزی بت من مست به بازار برآمد...غزلروزی بت من مست به بازار برآمد145غزل شماره ۱۴۵ - هر که در کوی خرابات مرا بار دهد...غزلهر که در کوی خرابات مرا بار دهد146غزل شماره ۱۴۶ - دوش ما را در خراباتی شب معراج بود...غزلدوش ما را در خراباتی شب معراج بود147غزل شماره ۱۴۷ - هر که در عاشقی تمام بود...غزلهر که در عاشقی تمام بود148غزل شماره ۱۴۸ - هر که در بند خویشتن نبود...غزلهر که در بند خویشتن نبود149غزل شماره ۱۴۹ - هر کو به راه عاشقی اندر فنا شود...غزلهر کو به راه عاشقی اندر فنا شود150غزل شماره ۱۵۰ - هر کو به خرابات مرا راه نماید...غزلهر کو به خرابات مرا راه نماید