وحشی
غزلیات
وحشی / گزیده اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
301غزل ۳۰۱ - از بهر چه در مجلس جانانه نباشم...غزلاز بهر چه در مجلس جانانه نباشم←302غزل ۳۰۲ - جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم...غزلجان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم←303غزل ۳۰۳ - برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم...غزلبرو که با دل پر درد و روی زرد بیایم←304غزل ۳۰۴ - مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده ام...غزلمدتی شد کز گلستانی جدا افتاده ام←305غزل ۳۰۵ - صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم...غزلصبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم←306غزل ۳۰۶ - کی بود کز تو جان فکاری نداشتم...غزلکی بود کز تو جان فکاری نداشتم←307غزل ۳۰۷ - آتش به جگر زان رخ افروخته دارم...غزلآتش به جگر زان رخ افروخته دارم←308غزل ۳۰۸ - چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم...غزلچها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم←309غزل ۳۰۹ - دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم...غزلدیریست که رندانه شرابی نکشیدیم←310غزل ۳۱۰ - جانا چه واقعست بگو تا چه کرده ایم...غزلجانا چه واقعست بگو تا چه کرده ایم←311غزل ۳۱۱ - من که چون شمع از تف دل جانگدازی می کنم...غزلمن که چون شمع از تف دل جانگدازی می کنم←312غزل ۳۱۲ - گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم...غزلگو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم←313غزل ۳۱۳ - سد دشنه بر دل می خورم و ز خویش پنهان می کنم...غزلسد دشنه بر دل می خورم و ز خویش پنهان می کنم←314غزل ۳۱۴ - آورده اقبالم دگر تا سجده این در کنم...غزلآورده اقبالم دگر تا سجده این در کنم←315غزل ۳۱۵ - کاری مکن که رخصت آه سحر دهم...غزلکاری مکن که رخصت آه سحر دهم←316غزل ۳۱۶ - ما اجنبی ز قاعده کار عالمیم...غزلما اجنبی ز قاعده کار عالمیم←317غزل ۳۱۷ - نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم...غزلنه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم←318غزل ۳۱۸ - دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم...غزلدل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم←319غزل ۳۱۹ - یک همدم و همنفس ندارم...غزلیک همدم و همنفس ندارم←320غزل ۳۲۰ - چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم...غزلچو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم←321غزل ۳۲۱ - در بزم وصل اگر چه همین در میان منم...غزلدر بزم وصل اگر چه همین در میان منم←322غزل ۳۲۲ - به دل دیرین بنایی بود کندم...غزلبه دل دیرین بنایی بود کندم←323غزل ۳۲۳ - به استغنات میرم سرو استغنا بلند من...غزلبه استغنات میرم سرو استغنا بلند من←324غزل ۳۲۴ - آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن...غزلآمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن←325غزل ۳۲۵ - هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران...غزلهست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران←326غزل ۳۲۶ - من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن...غزلمن اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن←327غزل ۳۲۷ - ای قامت تو جلوه ده شیوه های حسن...غزلای قامت تو جلوه ده شیوه های حسن←328غزل ۳۲۸ - مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن...غزلمکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن←329غزل ۳۲۹ - رشک می بردند شهری بر من و احوال من...غزلرشک می بردند شهری بر من و احوال من←330غزل ۳۳۰ - مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن...غزلمرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن←