وحشی
غزلیات
وحشی / گزیده اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
241غزل ۲۴۱ - روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش...غزلروزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش←242غزل ۲۴۲ - کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش...غزلکردیم نامزد به تو نابود و بود خویش←243غزل ۲۴۳ - در مانده ام به درد دل بی علاج خویش...غزلدر مانده ام به درد دل بی علاج خویش←244غزل ۲۴۴ - بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش...غزلبند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش←245غزل ۲۴۵ - ما در مقام صبر فشردیم گام خویش...غزلما در مقام صبر فشردیم گام خویش←246غزل ۲۴۶ - تو و هر روز و بزم عشرت خویش...غزلتو و هر روز و بزم عشرت خویش←247غزل ۲۴۷ - ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش...غزلریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش←248غزل ۲۴۸ - الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش...غزلالاهی از میان ناپسندان بر کران دارش←249غزل ۲۴۹ - مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش...غزلمستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش←250غزل ۲۵۰ - کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش...غزلکوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش←251غزل ۲۵۱ - با جوانی چند در عین وفا می بینمش...غزلبا جوانی چند در عین وفا می بینمش←252غزل ۲۵۲ - بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش...غزلبست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش←253غزل ۲۵۳ - بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش...غزلبر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش←254غزل ۲۵۴ - نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص...غزلنیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص←255غزل ۲۵۵ - تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط...غزلتکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط←256غزل ۲۵۶ - بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ...غزلبی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ←257غزل ۲۵۷ - قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ...غزلقیمت اهل وفا یار ندانست دریغ←258غزل ۲۵۸ - به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ...غزلبه سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ←259غزل ۲۵۹ - شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف...غزلشمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف←260غزل ۲۶۰ - مستغنی است از همه عالم گدای عشق...غزلمستغنی است از همه عالم گدای عشق←261غزل ۲۶۱ - مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ...غزلمده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ←262غزل ۲۶۲ - تو زمن پرس قدر روز وصال...غزلتو زمن پرس قدر روز وصال←263غزل ۲۶۳ - کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می کنم...غزلکی تبسم دور از آن شیرین تکلم می کنم←264غزل ۲۶۴ - دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم...غزلدل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم←265غزل ۲۶۵ - تا چند به غمخانه حسرت بنشینم...غزلتا چند به غمخانه حسرت بنشینم←266غزل ۲۶۶ - برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده ام...غزلبرزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده ام←267غزل ۲۶۷ - هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم...غزلهر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم←268غزل ۲۶۸ - سحر کجاست که فراش جلوه گاه توام...غزلسحر کجاست که فراش جلوه گاه توام←269غزل ۲۶۹ - ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...غزلما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم←270غزل ۲۷۰ - عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده ایم...غزلعشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده ایم←