کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

وحشی

غزلیات

وحشی / گزیده اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

397 مورد
91غزل ۹۱ - پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست...غزلپر گشت دل از راز نهانی که مرا هست92غزل ۹۲ - می نماید چند روزی شد که آزاریت هست...غزلمی نماید چند روزی شد که آزاریت هست93غزل ۹۳ - بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست...غزلبردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست94غزل ۹۴ - قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست...غزلقرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست95غزل ۹۵ - می توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست...غزلمی توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست96غزل ۹۶ - شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست...غزلشکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست97غزل ۹۷ - تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست...غزلتو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست98غزل ۹۸ - اسیر جلوه هر حسن عشقبازی هست...غزلاسیر جلوه هر حسن عشقبازی هست99غزل ۹۹ - از عرض نیازم چه بلا بی خبرش داشت...غزلاز عرض نیازم چه بلا بی خبرش داشت100غزل ۱۰۰ - از پی بهبود درد ما دوا سودی نداشت...غزلاز پی بهبود درد ما دوا سودی نداشت101غزل ۱۰۱ - رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت...غزلرسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت102غزل ۱۰۲ - ز پیش دیده تا جانان من رفت...غزلز پیش دیده تا جانان من رفت103غزل ۱۰۳ - به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت...غزلبه طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت104غزل ۱۰۴ - گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت...غزلگرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت105غزل ۱۰۵ - ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت...غزلناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت106غزل ۱۰۶ - گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت...غزلگرد سر تو گردم و آن رخش راندنت107غزل ۱۰۷ - تو منکری ولیک ، به من مهربانیت...غزلتو منکری ولیک ، به من مهربانیت108غزل ۱۰۸ - نوید آشنایی می دهد چشم سخنگویت...غزلنوید آشنایی می دهد چشم سخنگویت109غزل ۱۰۹ - هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد...غزلهرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد110غزل ۱۱۰ - هجران رفیق بخت زبون کسی مباد...غزلهجران رفیق بخت زبون کسی مباد111غزل ۱۱۱ - تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد...غزلتا ابد دولت نواب ولی سلطان باد112غزل ۱۱۲ - خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد...غزلخوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد113غزل ۱۱۳ - عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد...غزلعیاذباله از روزی که عشقم در جنون آرد114غزل ۱۱۴ - باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد...غزلباده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد115غزل ۱۱۵ - غمزه او حشر فتنه به هر جا ببرد...غزلغمزه او حشر فتنه به هر جا ببرد116غزل ۱۱۶ - شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد...غزلشام هجران تو تشریف به هر جا ببرد117غزل ۱۱۷ - خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد...غزلخواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد118غزل ۱۱۸ - دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد...غزلدلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد119غزل ۱۱۹ - به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد...غزلبه زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد120غزل ۱۲۰ - به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد...غزلبه تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد