کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

وحشی

غزلیات

وحشی / گزیده اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

397 مورد
151غزل ۱۵۱ - هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود...غزلهر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود152غزل ۱۵۲ - یک ره سوال کن گنه بی گناه خود...غزلیک ره سوال کن گنه بی گناه خود153غزل ۱۵۳ - مرا وصلی نمی باید من و هجر و ملال خود...غزلمرا وصلی نمی باید من و هجر و ملال خود154غزل ۱۵۴ - نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد...غزلنیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد155غزل ۱۵۵ - ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند...غزلترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند156غزل ۱۵۶ - بتان که اهل تعلق به قید شان بندند...غزلبتان که اهل تعلق به قید شان بندند157غزل ۱۵۷ - لب بجنبان که سر تنگ شکر بگشاید...غزللب بجنبان که سر تنگ شکر بگشاید158غزل ۱۵۸ - خرم دل آن کس که ز بستان تو آید...غزلخرم دل آن کس که ز بستان تو آید159غزل ۱۵۹ - نزدیک ما سگان درت جا نمی کنند...غزلنزدیک ما سگان درت جا نمی کنند160غزل ۱۶۰ - گر دیده به دریوزه دیدار نیاید...غزلگر دیده به دریوزه دیدار نیاید161غزل ۱۶۱ - گر چه می دانم که می رنجی و مشکل می شود...غزلگر چه می دانم که می رنجی و مشکل می شود162غزل ۱۶۲ - شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود...غزلشهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود163غزل ۱۶۳ - شکل مستانه و انکار شرابش نگرید...غزلشکل مستانه و انکار شرابش نگرید164غزل ۱۶۴ - این دل که دوستی به تو خون خواره می کند...غزلاین دل که دوستی به تو خون خواره می کند165غزل ۱۶۵ - گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند...غزلگر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند166غزل ۱۶۶ - المنهلله که شب هجر سر آمد...غزلالمنهلله که شب هجر سر آمد167غزل ۱۶۷ - یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد...غزلیار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد168غزل ۱۶۸ - آنکس که دامن از پی کین تو بر زند...غزلآنکس که دامن از پی کین تو بر زند169غزل ۱۶۹ - بازم غم بیهوده به همخانگی آمد...غزلبازم غم بیهوده به همخانگی آمد170غزل ۱۷۰ - ملک دل را سپه ناز به یغما آمد...غزلملک دل را سپه ناز به یغما آمد171غزل ۱۷۱ - اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند...غزلاغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند172غزل ۱۷۲ - خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد...غزلخوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد173غزل ۱۷۳ - در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد...غزلدر اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد174غزل ۱۷۴ - نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید...غزلنشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید175غزل ۱۷۵ - هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد...غزلهم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد176غزل ۱۷۶ - غم هجوم آورده می دانم که زارم می کشد...غزلغم هجوم آورده می دانم که زارم می کشد177غزل ۱۷۷ - کجا در بزم او جای چو من دیوانه ای باشد...غزلکجا در بزم او جای چو من دیوانه ای باشد178غزل ۱۷۸ - باغ ترا نظارگیانی که دیده اند...غزلباغ ترا نظارگیانی که دیده اند179غزل ۱۷۹ - عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته اند...غزلعشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته اند180غزل ۱۸۰ - پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد...غزلپی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد