خاقانی
قصاید
خاقانی / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
61شماره ۶۱ - تجدید مطلعسایردوش بر گردون رنگی دگر آمیخته اند←62شماره ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاهسایرمی و مشک است که با صبح برآمیخته اند←63شماره ۶۳ - قصیدهقصیدهدل های ما قرارگه درد کرده اند←64شماره ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاهسایرصبح خیزان کاستین بر آسمان افشانده اند←65شماره ۶۵ - مطلع دومسایرگوئیی کز عشق او یک شهر جان افشانده اند←66شماره ۶۶ - مطلع سومسایرتا غبار از چتر شاه اختران افشانده اند←67شماره ۶۷ - این قصیده را نهزه الارواح و نزهه الاشباح گویند و در کعبه معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکهقصیدهشب روان در صبح صادق کعبه جان دیده اند←68شماره ۶۸ - مطلع دومسایرتا خیال کعبه نقش دیده جان دیده اند←69شماره ۶۹ - مطلع سومسایردشت موقف را لباس از جوهر جان دیده اند←70شماره ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگزسایرصبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند←71شماره ۷۱ - مطلع دومسایردوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند←72شماره ۷۲ - مطلع سومسایرطره مفشان کز هلالت عید جان برساختند←73شماره ۷۳ - قصیدهقصیدهسرورانی که مرا تاج سرند←74شماره ۷۴ - قصیدهقصیدهامروز مال و جاه خسان دارند←75شماره ۷۵ - قصیدهقصیدهمرد آن بود که از سر دردی قدم زند←76شماره ۷۶ - در شکایت از زندانسایرغصه بر هر دلی که کار کند←77شماره ۷۷ - در ستایش شروان شاهسایرصورت نمی بندد مرا کان شوخ پیمان نشکند←78شماره ۷۸ - ایضا در مرثیه خانواده خودمرثیهراز دلم جور روزگار برافکند←79شماره ۷۹ - در ستایش نصره الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندرانسایرگردون نقاب صبح به عمدا برافکند←80شماره ۸۰ - مطلع دومسایرنوروز برقع از رخ زیبا برافکند←81شماره ۸۱ - این قصیده را حرز الحجاز خوانند در کعبه علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آوردهقصیدهشب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند←82شماره ۸۲ - این قصیده به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده استقصیدهمقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند←83شماره ۸۳ - قصیدهقصیدهبه جوی سلامت کس آبی نبیند←84شماره ۸۴ - در نکوهش و ملامت حسودانسایرمشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند←85شماره ۸۵ - قصیدهقصیدهآمد بهار و بخت که عشرت فزا شود←86شماره ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدینسایرسر چه سنجد که هوش می بشود←87شماره ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانیسایرسر چه سنجد که هوش می بشود←88شماره ۸۸ - قصیدهقصیدهنه دل از سلامت نشان می دهد←89شماره ۸۹ - قصیدهقصیدهدر کفم نیست آنچه می باید←90شماره ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاهسایرمرا صبح دم شاهد جان نماید←