خاقانی
قطعات
خاقانی / دیوان اشعار / قطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
271شماره ۲۷۱ - کو نزل عاشقان که منزل رسیده ایم...سایرکو نزل عاشقان که منزل رسیده ایم←272شماره ۲۷۲ - ز کام نهنگان برون آمدیم...سایرز کام نهنگان برون آمدیم←273شماره ۲۷۳ - وقت آن است کز این دار فنا درگذریم...سایروقت آن است کز این دار فنا درگذریم←274شماره ۲۷۴ - در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم...سایردر دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم←275شماره ۲۷۵ - ما حضرت عشق را ندیمیم...سایرما حضرت عشق را ندیمیم←276شماره ۲۷۶ - در موعظهسایرهر که را من به مهر خواندم دوست←277شماره ۲۷۷ - بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان...سایربر اصفهان گذشتن من بود یک زمان←278شماره ۲۷۸ - در مدح عز الدین ابو عمرانسایردبیران را منم استاد و میران را منم قدوه←279شماره ۲۷۹ - یک روز بپرسید منوچهر ز سالار...سایریک روز بپرسید منوچهر ز سالار←280شماره ۲۸۰ - ز آل غانم اگرچه نفعی نیست...سایرز آل غانم اگرچه نفعی نیست←281شماره ۲۸۱ - از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر...سایراز کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر←282شماره ۲۸۲ - منم سرآمد دوران که طبع من داند...سایرمنم سرآمد دوران که طبع من داند←283شماره ۲۸۳ - یارب ز حال محنت خاقانی آگهی...سایریارب ز حال محنت خاقانی آگهی←284شماره ۲۸۴ - خیره کشا، بد کنشا، ظالما!...سایرخیره کشا، بد کنشا، ظالما!←285شماره ۲۸۵ - تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک...سایرتا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک←286شماره ۲۸۶ - شب رحیل چو کردم وداع شروان را...سایرشب رحیل چو کردم وداع شروان را←287شماره ۲۸۷ - منم که همچو کمان دستمال ترکانم...سایرمنم که همچو کمان دستمال ترکانم←288شماره ۲۸۸ - کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ...سایرکمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ←289شماره ۲۸۹ - در هجوسایرقسم تو ریاست از ریاست←290شماره ۲۹۰ - در هجو رشید وطواطسایرخواجه موشی است زیر بر به کمین←291شماره ۲۹۱ - در تعریض بر پندار رازیسایرزین کلک من که سحر طرازی است راستین←292شماره ۲۹۲ - لوریی گفت مرا در عرفات...سایرلوریی گفت مرا در عرفات←293شماره ۲۹۳ - به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید...سایربه نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید←294شماره ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزهسایرخوان خسرو فلک مثال و در او←295شماره ۲۹۵ - ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری...سایرای پور ز خاقانی اگر پند پذیری←296شماره ۲۹۶ - خواجه بر استر رومی خر مصری می دید...سایرخواجه بر استر رومی خر مصری می دید←297شماره ۲۹۷ - زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر...سایرزری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر←298شماره ۲۹۸ - در مرثیه فلکی شروانیمرثیهعطسه سحر حلال من فلکی بود←299شماره ۲۹۹ - آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ...سایرآبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ←300شماره ۳۰۰ - من که خاقانیم این مایه صفا یافته ام...سایرمن که خاقانیم این مایه صفا یافته ام←