خاقانی
قطعات
خاقانی / دیوان اشعار / قطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
211شماره ۲۱۱ - هر کو در نقص دید در خود...سایرهر کو در نقص دید در خود←212شماره ۲۱۲ - جدلی فلسفی است خاقانی...سایرجدلی فلسفی است خاقانی←213شماره ۲۱۳ - خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستادقطعهگنج فضائل افضل ساوی شناس و بس←214شماره ۲۱۴ - ای خداوند بنده خاقانی...سایرای خداوند بنده خاقانی←215شماره ۲۱۵ - سفره ای و بر او چو سفره گل...سایرسفره ای و بر او چو سفره گل←216شماره ۲۱۶ - من که خاقانیم نموداری...سایرمن که خاقانیم نموداری←217شماره ۲۱۷ - خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی...سایرخاقانیا به سائل اگر یک درم دهی←218شماره ۲۱۸ - به خدائی که کرد گردون را...سایربه خدائی که کرد گردون را←219شماره ۲۱۹ - چشم بر کار دوست دار چنان...سایرچشم بر کار دوست دار چنان←220شماره ۲۲۰ - روز عمر آمد به پیشین ای دریغ...سایرروز عمر آمد به پیشین ای دریغ←221شماره ۲۲۱ - تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا...سایرتا به خط شط ارجیش درنگ است مرا←222شماره ۲۲۲ - صدت فی بغداد ظبیا قد الف...سایرصدت فی بغداد ظبیا قد الف←223شماره ۲۲۳ - باز به میدان ما فوج بلا بسته صف...سایرباز به میدان ما فوج بلا بسته صف←224شماره ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواطسایراین گربه چشمک این سگک غوری غرک←225شماره ۲۲۵ - در شکر عطای جاریه که پادشاه وقت به او کرده استسایرخسروا خاقانی عذرا سخن هندوی توست←226شماره ۲۲۶ - همه درگاه خسروان دریاست...سایرهمه درگاه خسروان دریاست←227شماره ۲۲۷ - گه خرمی از غفلت و گه غمگنی از عقل...سایرگه خرمی از غفلت و گه غمگنی از عقل←228شماره ۲۲۸ - این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافه بغداد فرستاده استقطعهچو آسمان ورق عهد مقتفی بنوشت←229شماره ۲۲۹ - مال کم راحت است و افزون رنج...سایرمال کم راحت است و افزون رنج←230شماره ۲۳۰ - در هجوسایرای شده ... چپ سلطان←231شماره ۲۳۱ - در مدح تاج الدینسایردو گهر دان پیمبری و کرم←232شماره ۲۳۲ - این قطعه را در جواب قصیده رشید وطواط گفته استقصیدهز گفته تو بجوشید طبع خاقانی←233شماره ۲۳۳ - امشب من و اوحد و مید...سایرامشب من و اوحد و مید←234شماره ۲۳۴ - بیش بیش است فضل خاقانی...سایربیش بیش است فضل خاقانی←235شماره ۲۳۵ - در چنین علت ای طبیب مرا...سایردر چنین علت ای طبیب مرا←236شماره ۲۳۶ - در شکر ایادی شمس الدین رئیسسایرمن که خاقانیم جفای وطن←237شماره ۲۳۷ - خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من...سایرخاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من←238شماره ۲۳۸ - غصه دل گفت خاقانی که از ابناء جنس...سایرغصه دل گفت خاقانی که از ابناء جنس←239شماره ۲۳۹ - هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم...سایرهر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم←240شماره ۲۴۰ - به مجلس کو نزیل جود خویش است...سایربه مجلس کو نزیل جود خویش است←