انوری
مقطعات
انوری / دیوان اشعار / مقطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
391شماره ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهدسایرای پایه دانش از دلت عالی←392شماره ۳۹۲ - در شکایتسایرمن از تاثیر این گردنده گردون←393شماره ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهدسایرحسام دولت و دین ای خدای داده ترا←394شماره ۳۹۴ - در مدحسایرای جوان بخت پیر ملت و ملک←395شماره ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحبسایرچهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد←396شماره ۳۹۶ - فی اقتراح الذهبسایرای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت←397شماره ۳۹۷ - زین الدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفتهقطعهای بزرگی که از شمایل و قدر←398شماره ۳۹۸ - در مذمت افلاکسایرای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری←399شماره ۳۹۹ - در مدح سلطان ملکشاه ثانیسایرشادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد←400شماره ۴۰۰ - در مدیحسایربه خدایی که ذات لم یزلش←401شماره ۴۰۱ - ز ابتدا کاندر آمدی به عمل...سایرز ابتدا کاندر آمدی به عمل←402شماره ۴۰۲ - پارگکی کاه و نبیذم فرست...سایرپارگکی کاه و نبیذم فرست←403شماره ۴۰۳ - در جواب مکتوب دوستیسایرهست در دیده من خوب تر از روی سپید←404شماره ۴۰۴ - در قناعت و خویشتن داریسایرای به دریای عقل کرده شناه←405شماره ۴۰۵ - مطایبهسایرچند مهتاب بر تو پیماید←406شماره ۴۰۶ - در مذمت شاعریسایرشعر دور از تو حیض مردانست←407شماره ۴۰۷ - سلطان سنجر را گویدسایرای جهان را عدل تو آراسته←408شماره ۴۰۸ - در ذم فتوحی شاعرسایرای بر در بامداد پندار←409شماره ۴۰۹ - شراب خواستهسایریک دو منک می سه تن به چار جوانب←410شماره ۴۱۰ - وزیر ملک پرور صدر دنیی...سایروزیر ملک پرور صدر دنیی←411شماره ۴۱۱ - حضور دوستی خواهدسایرای زمین را ز بهر خدمت تو←412شماره ۴۱۲ - شراب خواهدسایربار خدایا به فضل بنده خود را←413شماره ۴۱۳ - در طلب شرابسایرچاکر ز روی عجز سوالی همی کند←414شماره ۴۱۴ - شب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده...سایرشب تاریک و باد سرد و ابر تند و بارنده←415شماره ۴۱۵ - در مرثیه مجدالدین ابوالحسن عمرانیمرثیههیچ می دانی که در گیتی ز مرگ بوالحسن←416شماره ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمانسایرای خدایت به پادشاهی خلق←417شماره ۴۱۷ - در طلب هیزمسایرای ز دست تجاسر خادم←418شماره ۴۱۸ - به نزدیک خواجه بدم چند روز...سایربه نزدیک خواجه بدم چند روز←419شماره ۴۱۹ - طلب قبا از مخدوم کندسایرشهاب دولت و دین ای کسی که هست مدام←420شماره ۴۲۰ - در حسب حال خویش گویدسایرتو با من نسازی که از صحبت من←