انوری
مقطعات
انوری / دیوان اشعار / مقطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
451شماره ۴۵۱ - در نصیحت و موعظهسایرعادت کن از جهان سه خصلت را←452شماره ۴۵۲ - به خدایی که ذات بی چونش...سایربه خدایی که ذات بی چونش←453شماره ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گویدسایرخداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت←454شماره ۴۵۴ - فی الموعظهسایرچهار چیزست آیین مردم هنری←455شماره ۴۵۵ - در مدیحسایرآنی که گر بخواهی از اقبال و سروری←456شماره ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحبسایرای صاحبی که صدر وزارت ز جاه تو←457شماره ۴۵۷ - در عذر قی کردن در مجلس شراب گفتهسایرای برادر گر مزاج از فضله خالی آمدی←458شماره ۴۵۸ - در تقاضاسایرخداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت←459شماره ۴۵۹ - در مذمت کسی گفتهسایرز جنس مردمان مشمار خود را←460شماره ۴۶۰ - حسب حالسایرکسی که مدت سی سال شعر باطل گفت←461شماره ۴۶۱ - در مدح فیروزشاهسایرای رفته به فرخی و فیروزی←462شماره ۴۶۲ - در هجاسایرخون خواجه کعبه است و نان او بیت الحرام←463شماره ۴۶۳ - نه تو آنی که دی دل تو نبود...سایرنه تو آنی که دی دل تو نبود←464شماره ۴۶۴ - در تهنیتسایرای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو←465شماره ۴۶۵ - صبر کن تا زمانه خو نشوی...سایرصبر کن تا زمانه خو نشوی←466شماره ۴۶۶ - ای سر از کبر بر فلک برده...سایرای سر از کبر بر فلک برده←467شماره ۴۶۷ - شراب خواهدسایرای کریمی که جرم هفت اختر←468شماره ۴۶۸ - در تقاضاسایرخداوندا حریفان آمدستند←469شماره ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحبسایرسحرگاهی به نزد خواجه رفتم←470شماره ۴۷۰ - قسمت در توبه و انابهسایربه خدایی که بازگشت بدوست←471شماره ۴۷۱ - شکایت از زمانهسایرگر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق←472شماره ۴۷۲ - در هجو سیف الدین نامی گفتهسایرتو ای سیف زنگ اجل چون نگیری←473شماره ۴۷۳ - نصیحتسایرچون ترا روزگار داد به داد←474شماره ۴۷۴ - معماسایرای رای ملک شه معظم←475شماره ۴۷۵ - در حسب حالسایرگویند که چیست حاصل تو←476شماره ۴۷۶ - در موعظهسایرای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم←477شماره ۴۷۷ - این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفتقطعهکار کار ملک و دوران دوران وزیر←478شماره ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرموده شاه و وزیر جواب حکیم را گفتسایرانوری ای سخن تو به سخا ارزانی←479شماره ۴۷۹ - در موعظهسایرپیشی ز هنر طلب نه از مال←480شماره ۴۸۰ - هر آنگه که چون من نیایم نخوانی...سایرهر آنگه که چون من نیایم نخوانی←