اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
421غزل شماره ۴۲۱ - ای صبا، یار مرا از من بی یار بپرس...غزلای صبا، یار مرا از من بی یار بپرس←422غزل شماره ۴۲۲ - ای صبا، از من آشفته فلان را میپرس...غزلای صبا، از من آشفته فلان را میپرس←423غزل شماره ۴۲۳ - عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش...غزلعشرت بهار کن، که شود روزگار خوش←424غزل شماره ۴۲۴ - دمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش...غزلدمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش←425غزل شماره ۴۲۵ - نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش...غزلنسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش←426غزل شماره ۴۲۶ - سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش...غزلسخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش←427غزل شماره ۴۲۷ - جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش...غزلجفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش←428غزل شماره ۴۲۸ - چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش...غزلچنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش←429غزل شماره ۴۲۹ - درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش...غزلدرین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش←430غزل شماره ۴۳۰ - چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش...غزلچو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش←431غزل شماره ۴۳۱ - دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش...غزلدلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش←432غزل شماره ۴۳۲ - که میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟...غزلکه میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟←433غزل شماره ۴۳۳ - دیده گر لایق آن نیست که منزل کنمش...غزلدیده گر لایق آن نیست که منزل کنمش←434غزل شماره ۴۳۴ - گر دستها چو زلف در آرم به گردنش...غزلگر دستها چو زلف در آرم به گردنش←435غزل شماره ۴۳۵ - نیست عیب ار دوست می دارم منش...غزلنیست عیب ار دوست می دارم منش←436غزل شماره ۴۳۶ - امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش...غزلامروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش←437غزل شماره ۴۳۷ - بباد صبا گفتم از شوق دوش...غزلبباد صبا گفتم از شوق دوش←438غزل شماره ۴۳۸ - پسته آن ماه مروارید گوش...غزلپسته آن ماه مروارید گوش←439غزل شماره ۴۳۹ - دو هفته دگر از بوی باد مشک فروش...غزلدو هفته دگر از بوی باد مشک فروش←440غزل شماره ۴۴۰ - ای رخت خرم و دهانت خوش...غزلای رخت خرم و دهانت خوش←441غزل شماره ۴۴۱ - دشمن بی حاصلم را شرم باد از کار خویش...غزلدشمن بی حاصلم را شرم باد از کار خویش←442غزل شماره ۴۴۲ - با یار بی وفا نتوان گفت حال خویش...غزلبا یار بی وفا نتوان گفت حال خویش←443غزل شماره ۴۴۳ - باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟...غزلباشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟←444غزل شماره ۴۴۴ - گر بنگری در آینه روزی صفای خویش...غزلگر بنگری در آینه روزی صفای خویش←445غزل شماره ۴۴۵ - مردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش...غزلمردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش←446غزل شماره ۴۴۶ - گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق...غزلگفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق←447غزل شماره ۴۴۷ - دلم خرقه ای دارد از پیر عشق...غزلدلم خرقه ای دارد از پیر عشق←448غزل شماره ۴۴۸ - ز حسن تو پیدا شد آیین عشق...غزلز حسن تو پیدا شد آیین عشق←449غزل شماره ۴۴۹ - ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک...غزلای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک←450غزل شماره ۴۵۰ - زاهدان را گذاشتیم به جنگ...غزلزاهدان را گذاشتیم به جنگ←