اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
451غزل شماره ۴۵۱ - ما به ابد می بریم عشق ترا از ازل...غزلما به ابد می بریم عشق ترا از ازل←452غزل شماره ۴۵۲ - که رساند به من شیفته مسکین حال؟...غزلکه رساند به من شیفته مسکین حال؟←453غزل شماره ۴۵۳ - گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال...غزلگفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال←454غزل شماره ۴۵۴ - من نخواهم برد جان از دست دل...غزلمن نخواهم برد جان از دست دل←455غزل شماره ۴۵۵ - نگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟...غزلنگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟←456غزل شماره ۴۵۶ - دیوانه می شد از غم او گاه گاه دل...غزلدیوانه می شد از غم او گاه گاه دل←457غزل شماره ۴۵۷ - ای به خار هجر ما را سفته دل...غزلای به خار هجر ما را سفته دل←458غزل شماره ۴۵۸ - نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل...غزلنازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل←459غزل شماره ۴۵۹ - سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل...غزلسودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل←460غزل شماره ۴۶۰ - نه به اندازه خود یار گزیدی، ای دل...غزلنه به اندازه خود یار گزیدی، ای دل←461غزل شماره ۴۶۱ - زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل...غزلزهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل←462غزل شماره ۴۶۲ - خیز، که در میرسد موکب سلطان گل...غزلخیز، که در میرسد موکب سلطان گل←463غزل شماره ۴۶۳ - بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست...غزلبنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست←464غزل شماره ۴۶۴ - ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل...غزلای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل←465غزل شماره ۴۶۵ - مستم از باده مهر تو، مرا مست مهل...غزلمستم از باده مهر تو، مرا مست مهل←466غزل شماره ۴۶۶ - گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم...غزلگر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم←467غزل شماره ۴۶۷ - توبه کردم ز توبه کردن خام...غزلتوبه کردم ز توبه کردن خام←468غزل شماره ۴۶۸ - قاصرات الطرف فی حجب الخیام...غزلقاصرات الطرف فی حجب الخیام←469غزل شماره ۴۶۹ - من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام...غزلمن که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام←470غزل شماره ۴۷۰ - من درین شهر پای بند توام...غزلمن درین شهر پای بند توام←471غزل شماره ۴۷۱ - ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام...غزلماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام←472غزل شماره ۴۷۲ - من چو همین حرف الف دیده ام...غزلمن چو همین حرف الف دیده ام←473غزل شماره ۴۷۳ - فاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیده ام...غزلفاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیده ام←474غزل شماره ۴۷۴ - به مسجد ره نمی دانم، گرفتار خراباتم...غزلبه مسجد ره نمی دانم، گرفتار خراباتم←475غزل شماره ۴۷۵ - تا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم...غزلتا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم←476غزل شماره ۴۷۶ - اگر به مجلس قاضی نموده اند که: مستم...غزلاگر به مجلس قاضی نموده اند که: مستم←477غزل شماره ۴۷۷ - ای زاهد مستور، زمن دور، که مستم...غزلای زاهد مستور، زمن دور، که مستم←478غزل شماره ۴۷۸ - صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم...غزلصنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم←479غزل شماره ۴۷۹ - گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم...غزلگر یار بلند آمد، من پستم و من پستم←480غزل شماره ۴۸۰ - من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم...غزلمن از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم←