اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
511غزل شماره ۵۱۱ - همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم...غزلهمه کامیم برآید، چو در آیی ز درم←512غزل شماره ۵۱۲ - به دکان می فروشان گروست هر چه دارم...غزلبه دکان می فروشان گروست هر چه دارم←513غزل شماره ۵۱۳ - تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم...غزلتا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم←514غزل شماره ۵۱۴ - درون خود نپسندم که از تو باز آرم...غزلدرون خود نپسندم که از تو باز آرم←515غزل شماره ۵۱۵ - سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!...غزلسرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!←516غزل شماره ۵۱۶ - گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم...غزلگر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم←517غزل شماره ۵۱۷ - منازل سفرت پیش دیده می آرم...غزلمنازل سفرت پیش دیده می آرم←518غزل شماره ۵۱۸ - من همان داغ محبت که تو دیدی دارم...غزلمن همان داغ محبت که تو دیدی دارم←519غزل شماره ۵۱۹ - گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم...غزلگمان مبر که ز مهر تو دست وادارم←520غزل شماره ۵۲۰ - من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم...غزلمن از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم←521غزل شماره ۵۲۱ - ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم...غزلز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم←522غزل شماره ۵۲۲ - صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم...غزلصنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم←523غزل شماره ۵۲۳ - چشم جان بر اثرت می دارم...غزلچشم جان بر اثرت می دارم←524غزل شماره ۵۲۴ - صد بار ز مهرت ار بمیرم...غزلصد بار ز مهرت ار بمیرم←525غزل شماره ۵۲۵ - گر چه در پای هوی و هوست می میرم...غزلگر چه در پای هوی و هوست می میرم←526غزل شماره ۵۲۶ - مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم...غزلمست آمدم امشب، که سر راه بگیرم←527غزل شماره ۵۲۷ - به غم خویش چنان شیفته کردی بازم...غزلبه غم خویش چنان شیفته کردی بازم←528غزل شماره ۵۲۸ - نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم...غزلنگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم←529غزل شماره ۵۲۹ - برخیزم و دلها را در ولوله اندازم...غزلبرخیزم و دلها را در ولوله اندازم←530غزل شماره ۵۳۰ - بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم...غزلبیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم←531غزل شماره ۵۳۱ - گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم...غزلگر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم←532غزل شماره ۵۳۲ - روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم...غزلروزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم←533غزل شماره ۵۳۳ - گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم...غزلگمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم←534غزل شماره ۵۳۴ - من مستم و ز مستی در یار می گریزم...غزلمن مستم و ز مستی در یار می گریزم←535غزل شماره ۵۳۵ - مرا مجال نباشد که: یار او باشم...غزلمرا مجال نباشد که: یار او باشم←536غزل شماره ۵۳۶ - سخن بگوی چو من در سخن نمی باشم...غزلسخن بگوی چو من در سخن نمی باشم←537غزل شماره ۵۳۷ - عیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم...غزلعیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم←538غزل شماره ۵۳۸ - یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟...غزلیارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟←539غزل شماره ۵۳۹ - دست عشقت قدحی داد و ببرد از هوشم...غزلدست عشقت قدحی داد و ببرد از هوشم←540غزل شماره ۵۴۰ - عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم...غزلعشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم←