اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
541غزل شماره ۵۴۱ - ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم...غزلای چاه زنخدانت زندان دل ریشم←542غزل شماره ۵۴۲ - به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم...غزلبه تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم←543غزل شماره ۵۴۳ - من دل به ننگ دارم و از نام فارغم...غزلمن دل به ننگ دارم و از نام فارغم←544غزل شماره ۵۴۴ - صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم...غزلصبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم←545غزل شماره ۵۴۵ - وه! که امروز چه آشفته و بی خویشتنم...غزلوه! که امروز چه آشفته و بی خویشتنم←546غزل شماره ۵۴۶ - آن دوست که می بینم، آن دوست که می دانم...غزلآن دوست که می بینم، آن دوست که می دانم←547غزل شماره ۵۴۷ - درهجر تو درمان دل خسته ندانم...غزلدرهجر تو درمان دل خسته ندانم←548غزل شماره ۵۴۸ - دلم زندان عشق تست و زندانی درو جانم...غزلدلم زندان عشق تست و زندانی درو جانم←549غزل شماره ۵۴۹ - نبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم...غزلنبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم←550غزل شماره ۵۵۰ - پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟...غزلپر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟←551غزل شماره ۵۵۱ - دل خود را به دیدار تو حاجت مند میدانم...غزلدل خود را به دیدار تو حاجت مند میدانم←552غزل شماره ۵۵۲ - چو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم...غزلچو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم←553غزل شماره ۵۵۳ - زلف مشکینت چو دامست، ای صنم...غزلزلف مشکینت چو دامست، ای صنم←554غزل شماره ۵۵۴ - تختگاه حسن را قد تو شاهست، ای صنم...غزلتختگاه حسن را قد تو شاهست، ای صنم←555غزل شماره ۵۵۵ - تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنم...غزلتو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنم←556غزل شماره ۵۵۶ - گر شبی چاره این درد جدایی بکنم...غزلگر شبی چاره این درد جدایی بکنم←557غزل شماره ۵۵۷ - به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم...غزلبه آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم←558غزل شماره ۵۵۸ - بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم...غزلبسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم←559غزل شماره ۵۵۹ - جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم...غزلجای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم←560غزل شماره ۵۶۰ - آمده ام که صف این صفه بار بشکنم...غزلآمده ام که صف این صفه بار بشکنم←561غزل شماره ۵۶۱ - شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم...غزلشد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم←562غزل شماره ۵۶۲ - نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم...غزلنظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم←563غزل شماره ۵۶۳ - فراق روی تو می سوزدم جگر، چه کنم؟...غزلفراق روی تو می سوزدم جگر، چه کنم؟←564غزل شماره ۵۶۴ - تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟...غزلتیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟←565غزل شماره ۵۶۵ - درمان درد دوری آن یار می کنم...غزلدرمان درد دوری آن یار می کنم←566غزل شماره ۵۶۶ - به ذکر تو من شادمانی کنم...غزلبه ذکر تو من شادمانی کنم←567غزل شماره ۵۶۷ - ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم...غزلای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم←568غزل شماره ۵۶۸ - درد تو برآورد ز دنیا و ز دینم...غزلدرد تو برآورد ز دنیا و ز دینم←569غزل شماره ۵۶۹ - دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم...غزلدشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم←570غزل شماره ۵۷۰ - ز چشم خلق هوس می کند که گوشه گزینم...غزلز چشم خلق هوس می کند که گوشه گزینم←