اوحدی
رباعیات
اوحدی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - زلف تو، اگر فزود، اگر کاست خوشست...رباعیزلف تو، اگر فزود، اگر کاست خوشست←32رباعی شماره ۳۲ - بر سبزه نشست می پرستان چه خوشست!...رباعیبر سبزه نشست می پرستان چه خوشست!←33رباعی شماره ۳۳ - ما را تو چنین ز دل بر آری نیکست...رباعیما را تو چنین ز دل بر آری نیکست←34رباعی شماره ۳۴ - بر گوشه چشم تو، که شوخ و شنگست...رباعیبر گوشه چشم تو، که شوخ و شنگست←35رباعی شماره ۳۵ - دل بنده بوی عنبر آمیز گلست...رباعیدل بنده بوی عنبر آمیز گلست←36رباعی شماره ۳۶ - رویت، که به خوبی گل خندان منست...رباعیرویت، که به خوبی گل خندان منست←37رباعی شماره ۳۷ - جانا، دلم از فراق رویت خونست...رباعیجانا، دلم از فراق رویت خونست←38رباعی شماره ۳۸ - زلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست...رباعیزلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست←39رباعی شماره ۳۹ - مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست...رباعیمقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست←40رباعی شماره ۴۰ - ای آنکه ترا قوت هر بیشی هست...رباعیای آنکه ترا قوت هر بیشی هست←41رباعی شماره ۴۱ - با ما دمش ار به مهر یکتاست بهست...رباعیبا ما دمش ار به مهر یکتاست بهست←42رباعی شماره ۴۲ - دلدار چو در سینه دل نرم نداشت...رباعیدلدار چو در سینه دل نرم نداشت←43رباعی شماره ۴۳ - ای طلعت نور گسترت به در بهشت...رباعیای طلعت نور گسترت به در بهشت←44رباعی شماره ۴۴ - باد سحری چو غنچه را لب بشکافت...رباعیباد سحری چو غنچه را لب بشکافت←45رباعی شماره ۴۵ - دل در غم او بکاست، می باید گفت...رباعیدل در غم او بکاست، می باید گفت←46رباعی شماره ۴۶ - با یار ز نیک و بد نمی باید گفت...رباعیبا یار ز نیک و بد نمی باید گفت←47رباعی شماره ۴۷ - شد درد بر پای فلک فرسایت...رباعیشد درد بر پای فلک فرسایت←48رباعی شماره ۴۸ - ای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ...رباعیای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ←49رباعی شماره ۴۹ - بنمود بمن یار میان، یعنی هیچ...رباعیبنمود بمن یار میان، یعنی هیچ←50رباعی شماره ۵۰ - دل بنده بند سنبل پست تو باد!...رباعیدل بنده بند سنبل پست تو باد!←51رباعی شماره ۵۱ - صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!...رباعیصد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!←52رباعی شماره ۵۲ - شمع از دل سوزنده خبر خواهد داد...رباعیشمع از دل سوزنده خبر خواهد داد←53رباعی شماره ۵۳ - گل را، که صبا، مرغ صفت بال گشاد...رباعیگل را، که صبا، مرغ صفت بال گشاد←54رباعی شماره ۵۴ - خورشید که خاک ازو چو زر میگردد...رباعیخورشید که خاک ازو چو زر میگردد←55رباعی شماره ۵۵ - بر نطع تو اسب شیرکاری گردد...رباعیبر نطع تو اسب شیرکاری گردد←56رباعی شماره ۵۶ - شطرنج تو ما را به شط رنج سپرد...رباعیشطرنج تو ما را به شط رنج سپرد←57رباعی شماره ۵۷ - هر کس که ز کبر و عجب باری دارد...رباعیهر کس که ز کبر و عجب باری دارد←58رباعی شماره ۵۸ - دستارچه حسنی و جمالی دارد...رباعیدستارچه حسنی و جمالی دارد←59رباعی شماره ۵۹ - آن مه، که ز شعر زلف ذیلی دارد...رباعیآن مه، که ز شعر زلف ذیلی دارد←60رباعی شماره ۶۰ - ای ماه، غمت جامه دل در خون برد...رباعیای ماه، غمت جامه دل در خون برد←