اوحدی
رباعیات
اوحدی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91رباعی شماره ۹۱ - آن خود که بود که در تو واله نشود؟...رباعیآن خود که بود که در تو واله نشود؟←92رباعی شماره ۹۲ - جان از سر زلف دلپذیریت نرهد...رباعیجان از سر زلف دلپذیریت نرهد←93رباعی شماره ۹۳ - چون خیل غم تو در دل ریش آید...رباعیچون خیل غم تو در دل ریش آید←94رباعی شماره ۹۴ - دستارچه را دست تو در می باید...رباعیدستارچه را دست تو در می باید←95رباعی شماره ۹۵ - زر در قدمت ریزم و حیفم ناید...رباعیزر در قدمت ریزم و حیفم ناید←96رباعی شماره ۹۶ - یارب، جبروت پادشاهیت که دید؟...رباعییارب، جبروت پادشاهیت که دید؟←97رباعی شماره ۹۷ - یاران، خرد خوار و خجل نیست پدید...رباعییاران، خرد خوار و خجل نیست پدید←98رباعی شماره ۹۸ - ای ماه، ز پیوستن من عار مدار...رباعیای ماه، ز پیوستن من عار مدار←99رباعی شماره ۹۹ - دشمن گرو وصل ز من برد آخر...رباعیدشمن گرو وصل ز من برد آخر←100رباعی شماره ۱۰۰ - ماهی، که بسوخت زهره چنگش بر سر...رباعیماهی، که بسوخت زهره چنگش بر سر←101رباعی شماره ۱۰۱ - دست به نگار تو مرا کشت دگر...رباعیدست به نگار تو مرا کشت دگر←102رباعی شماره ۱۰۲ - آن زلف چو نافه تتاری بنگر...رباعیآن زلف چو نافه تتاری بنگر←103رباعی شماره ۱۰۳ - ای کرده مهندسانت از ساز سپهر...رباعیای کرده مهندسانت از ساز سپهر←104رباعی شماره ۱۰۴ - چون دوستی روی تو ورزم به نیاز...رباعیچون دوستی روی تو ورزم به نیاز←105رباعی شماره ۱۰۵ - کردند دگر نگاربندان از ناز...رباعیکردند دگر نگاربندان از ناز←106رباعی شماره ۱۰۶ - گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز...رباعیگر جور کنی نیاورم دل ز تو باز←107رباعی شماره ۱۰۷ - بس شب که به روز بردم، ای شمع طراز...رباعیبس شب که به روز بردم، ای شمع طراز←108رباعی شماره ۱۰۸ - رفتم بر آن شمع چگل مست امروز...رباعیرفتم بر آن شمع چگل مست امروز←109رباعی شماره ۱۰۹ - ای داده به بازی دل من، جان را نیز...رباعیای داده به بازی دل من، جان را نیز←110رباعی شماره ۱۱۰ - در عالم کج نهاد پر پیچ و خمش...رباعیدر عالم کج نهاد پر پیچ و خمش←111رباعی شماره ۱۱۱ - زلفی، که به ناز و درد سر داشته ایش...رباعیزلفی، که به ناز و درد سر داشته ایش←112رباعی شماره ۱۱۲ - تن خاک تو گشت، رحمتی بر خواریش...رباعیتن خاک تو گشت، رحمتی بر خواریش←113رباعی شماره ۱۱۳ - چشم ار چه به خون شد ز غم هجر تو غرق...رباعیچشم ار چه به خون شد ز غم هجر تو غرق←114رباعی شماره ۱۱۴ - خالی داری بر لب چون قند، از مشک...رباعیخالی داری بر لب چون قند، از مشک←115رباعی شماره ۱۱۵ - اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ...رباعیاطراف چمن ز مشک بوییست به برگ←116رباعی شماره ۱۱۶ - ای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ...رباعیای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ←117رباعی شماره ۱۱۷ - کرد از دل صافی برت این آب درنگ...رباعیکرد از دل صافی برت این آب درنگ←118رباعی شماره ۱۱۸ - من خاک درم، تو آفتابی، ای دل...رباعیمن خاک درم، تو آفتابی، ای دل←119رباعی شماره ۱۱۹ - دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل...رباعیدیگر ز شراب شوق مستی، ای دل←120رباعی شماره ۱۲۰ - کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل...رباعیکم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل←