خواجوی کرمانی
غزلیات
خواجوی کرمانی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
331غزل شماره ۳۳۱ - ماه فرو رفت و آفتاب برآمد...غزلماه فرو رفت و آفتاب برآمد←332غزل شماره ۳۳۲ - خسرو انجم بگه بام برآمد...غزلخسرو انجم بگه بام برآمد←333غزل شماره ۳۳۳ - وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد...غزلوقت صبوح آن زمان که ماه برآمد←334غزل شماره ۳۳۴ - از صومعه پیری بخرابات درآمد...غزلاز صومعه پیری بخرابات درآمد←335غزل شماره ۳۳۵ - شکر تنگ تو تنگ شکر آمد...غزلشکر تنگ تو تنگ شکر آمد←336غزل شماره ۳۳۶ - مراد بین که به پیش مرید باز آمد...غزلمراد بین که به پیش مرید باز آمد←337غزل شماره ۳۳۷ - یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد...غزلیار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد←338غزل شماره ۳۳۸ - بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد...غزلبنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد←339غزل شماره ۳۳۹ - عید آمد و آنماه دلافروز نیامد...غزلعید آمد و آنماه دلافروز نیامد←340غزل شماره ۳۴۰ - سریست مرا با تو که اغیار نداند...غزلسریست مرا با تو که اغیار نداند←341غزل شماره ۳۴۱ - کس حال من سوخته جز شمع نداند...غزلکس حال من سوخته جز شمع نداند←342غزل شماره ۳۴۲ - عجب دارم گر او حالم نداند...غزلعجب دارم گر او حالم نداند←343غزل شماره ۳۴۳ - حدیث جان بجز جانان نداند...غزلحدیث جان بجز جانان نداند←344غزل شماره ۳۴۴ - که می رود که پیامم به شهریار رساند...غزلکه می رود که پیامم به شهریار رساند←345غزل شماره ۳۴۵ - درد من دلخسته بدرمان که رساند...غزلدرد من دلخسته بدرمان که رساند←346غزل شماره ۳۴۶ - گویند که صبرآتش عشقت بنشاند...غزلگویند که صبرآتش عشقت بنشاند←347غزل شماره ۳۴۷ - ماجرائی که دل سوخته می پوشاند...غزلماجرائی که دل سوخته می پوشاند←348غزل شماره ۳۴۸ - دل بدست یار و غم در دل بماند...غزلدل بدست یار و غم در دل بماند←349غزل شماره ۳۴۹ - ما برکنار و با تو کمر در میان بماند...غزلما برکنار و با تو کمر در میان بماند←350غزل شماره ۳۵۰ - حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند...غزلحدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند←351غزل شماره ۳۵۱ - هر که را سکه درستست بزر باز نماند...غزلهر که را سکه درستست بزر باز نماند←352غزل شماره ۳۵۲ - گل اندامی که گلگون می دواند...غزلگل اندامی که گلگون می دواند←353غزل شماره ۳۵۳ - اگر ز پیش برانی مرا که برخواند...غزلاگر ز پیش برانی مرا که برخواند←354غزل شماره ۳۵۴ - آن خط شب مثال که بر خور نوشته اند...غزلآن خط شب مثال که بر خور نوشته اند←355غزل شماره ۳۵۵ - رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده اند...غزلرنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده اند←356غزل شماره ۳۵۶ - خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند...غزلخورشید را ز مشک زره پوش کرده اند←357غزل شماره ۳۵۷ - شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند...غزلشام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند←358غزل شماره ۳۵۸ - زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند...غزلزنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند←359غزل شماره ۳۵۹ - خورشید را به سایه شب در نشانده اند...غزلخورشید را به سایه شب در نشانده اند←360غزل شماره ۳۶۰ - این دلبران که پرده برخ در کشیده اند...غزلاین دلبران که پرده برخ در کشیده اند←