عراقی
غزلیات
عراقی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91غزل شماره ۹۱ - بیا، که بی رخ زیبات دل به جان آمد...غزلبیا، که بی رخ زیبات دل به جان آمد←92غزل شماره ۹۲ - ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد...غزلز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد←93غزل شماره ۹۳ - آشکارا نهان کنم تا چند؟...غزلآشکارا نهان کنم تا چند؟←94غزل شماره ۹۴ - آن را که غمت ز در براند...غزلآن را که غمت ز در براند←95غزل شماره ۹۵ - این درد مرا دوا که داند؟...غزلاین درد مرا دوا که داند؟←96غزل شماره ۹۶ - در من نگرد یار دگربار که داند...غزلدر من نگرد یار دگربار که داند←97غزل شماره ۹۷ - ای دل، چو در خانه خمار گشادند...غزلای دل، چو در خانه خمار گشادند←98غزل شماره ۹۸ - نخستین باده کاندر جام کردند...غزلنخستین باده کاندر جام کردند←99غزل شماره ۹۹ - نگارا، جسمت از جان آفریدند...غزلنگارا، جسمت از جان آفریدند←100غزل شماره ۱۰۰ - اگر شکسته دلانت هزار جان دارند...غزلاگر شکسته دلانت هزار جان دارند←101غزل شماره ۱۰۱ - چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند...غزلچو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند←102غزل شماره ۱۰۲ - باز دلم عیش و طرب می کند...غزلباز دلم عیش و طرب می کند←103غزل شماره ۱۰۳ - هر که او دعوی مستی می کند...غزلهر که او دعوی مستی می کند←104غزل شماره ۱۰۴ - به خرابات شدم دوش مرا بار نبود...غزلبه خرابات شدم دوش مرا بار نبود←105غزل شماره ۱۰۵ - هر که در بند زلف یار بود...غزلهر که در بند زلف یار بود←106غزل شماره ۱۰۶ - تا کی از ما یار ما پنهان بود؟...غزلتا کی از ما یار ما پنهان بود؟←107غزل شماره ۱۰۷ - ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود...غزلای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود←108غزل شماره ۱۰۸ - وه! که کارم ز دست می برود...غزلوه! که کارم ز دست می برود←109غزل شماره ۱۰۹ - اندرین ره هر که او یکتا شود...غزلاندرین ره هر که او یکتا شود←110غزل شماره ۱۱۰ - نگارینی که با ما می نپاید...غزلنگارینی که با ما می نپاید←111غزل شماره ۱۱۱ - مرا، گرچه ز غم جان می برآید...غزلمرا، گرچه ز غم جان می برآید←112غزل شماره ۱۱۲ - زان پیش که دل ز جان برآید...غزلزان پیش که دل ز جان برآید←113غزل شماره ۱۱۳ - آخر این تیره شب هجر به پایان آید...غزلآخر این تیره شب هجر به پایان آید←114غزل شماره ۱۱۴ - صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می آید...غزلصبا وقت سحر گویی ز کوی یار می آید←115غزل شماره ۱۱۵ - صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می آید...غزلصبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می آید←116غزل شماره ۱۱۶ - گهی درد تو درمان می نماید...غزلگهی درد تو درمان می نماید←117غزل شماره ۱۱۷ - مرا درد تو درمان می نماید...غزلمرا درد تو درمان می نماید←118غزل شماره ۱۱۸ - ای باد صبا، به کوی آن یار...غزلای باد صبا، به کوی آن یار←119غزل شماره ۱۱۹ - دل در گره زلف تو بستیم دگر بار...غزلدل در گره زلف تو بستیم دگر بار←120غزل شماره ۱۲۰ - دل در گره زلف تو بستیم دگربار...غزلدل در گره زلف تو بستیم دگربار←